روزهای خوب پاییزی

وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ زهرا،متولدماه مهرهستم.يه همسرمهربون دارم كه با كلي دنگ و فنگ به هم رسيديم

اخراج شدم به همین راحتی
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٩   کلمات کلیدی:

روز سه شنبه دعوای شدیدی با مدیر واحدمون کردم و نتیجه اینکه اخراج شدم...فکر کن آدم بخواد کار خیر کنه و به جای همکار مریضش وایسه آخر سرهم اخراج شه....به همین خاطر روز 4شنبه و شنبه اداره نیومدم اما امروز مجبور بودم بیام و کارهای عقب افتاده رو انجام بدم...حالا اگه مرتیکه بی شعور بیاد و ببینتم واویلاست....

موضوع به حدی بی ارزش هستش که روم نمیشه حتی در موردش صحبت کنم...شاید کلا از این واحد برم و شاید با توجه به وضعیته استخدامیم دیگه اصلا نتونم جایی مشغول بشم و نهایتا خونه دار بشم...

به خاطر همین این روزها اصلا شرایط مناسبی ندارم...تو این هاگیر واگیر همسر رفته ماموریت...شاید اگه حرفها و دلگرمیهای همسرم تو این مدت نبود تا حالا دیوونه شده بودم..خدا خیرش بده

دوستای خوبم میشه ازتون خواهش کنم تو این روزها دعای خیر برای من یادتون نره؟؟شدیدا نیازمند دعاهاتون هستم

روشن جان دوسته خوبم ممنون که به یادم بودی...نمی دونی با شنیدن صدای گرمت چه جوری خوشحال شدم...ان شاالله خدا خوشحالت کنه دوستم

خدانوشت:خدایا خودت می دونی من همیشه توکلم به خودت بوده..خدایا بهترین ها رو برام رقم بزن..همه امیدم به خودته...

خدانوشت:خدایا همه مسافرا رو در پناه خودت حفظ کن..خدایا خودت مواظب همسرم باش

همسرنوشت:زودی بیا...با دست پر بیا...دعا تو حرم امام رضا یادت نره...ان شاالله همیشه تنت سالم باشه و دلت خوش...