روزهای خوب پاییزی

وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ زهرا،متولدماه مهرهستم.يه همسرمهربون دارم كه با كلي دنگ و فنگ به هم رسيديم

کادوی تولد
ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٧   کلمات کلیدی:

میرم تو اتاق خواب و پشت میز کامپیوتر می شینم.یک سر کوچولو به وبلاگم میزنم.بغلیکی از بچه های وبلاگی برام کامنت گذاشته.خیلی خوشحال می شم.تو حال و هوای خودم هستم که با سلام همسری 2متر ازجام می پرم.خنده اش می گیره.

می گه :لباساتو تنت کن که می خوایم بریم بیرون.

نمی دونم چم شده.

می گم: من حوصله بیرون رفتنو ندارم.تازه دارم شام هم درست می کنم

می گه:شام می خایم بریم دربند.بدو که می خام برات کادو بخرم

می گم:نه شام داریم.دربند و بی خیال شو.فردا باید بریم سرکار

می گه:حالا آماده شو بالاخره یه جا میریم

لباسامو تنم می کنم،یه ر‍ژلب کمرنگ به لبام می مالم و یه رژگونه کمرنگ هم می زنم

به چهره اش نگاه می کنم.خیلی خسته است.دلم می سوزه واسش

...................

تو آریاشهر 2تا مرکز خرید بزرگ طلا هست.من و اونجا می بره.وای چه طلاهایی!

اکثر کسایی که اونجا اومدند زوج های جوونی هستند که احتمالا برای خرید حلقه اومدند.یادم به اون روزای خودمون میوفته

تک به تک ویترینارو می بینیم .تو پاساژاولی هیچی چشممو نمی گیره و اگه چیزی هم چشممو گرفته قیمتش نجومیه.راستی طلا خیلی گرون شده.

میریم پاساژ دومی بین دوتا گردنبند گیر کردم.همسری می گه اون زنجیره با آویزش من می گم اون گردنبنده که کمی خانومانست.

بالاخره همسری پیروز می شه.و من الان یه زنجیر با یه آویز شکل توپ دارم.خجالت

همسرعزیز بابت کادوی زیبایی که گرفتی ممنون.دوستت دارم.ان شاالله همیشه تنت سالم و جیبت پرپول باشهقلب

دیشب ساعت 10:05 تو خیوبون بودیم که مامان خانوم و بابا خان بهم زنگ زدند و لحظه ورود به این دنیا رو بهم تبریک گفتند.بابا و مامانه خوبم خیلی دوستتون دارم.ان شاالله همیشه تنتون سالم باشه و سایتون بالای سر ما.ماچ

پ.ن:دیشب  در راستای خریدطلا،بنده صاحب یه جفت کتانی آدیداس کرم شدم.آخه من تازگیا پیاده روی می کنممژه

پ.ن:با پولی که همسری برای خرید کادو داد حالا اون قسط 260هزارتومانی رو که باید تا 5شنبه بدیم وکی بده.هان؟هان؟

دوستای خوبم مرسی که تو این دوروز حسابی بهم کمک کردید و با کامنتاتون منو به وبلاگ نویسی امیدوار کردید