روزهای خوب پاییزی

وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ زهرا،متولدماه مهرهستم.يه همسرمهربون دارم كه با كلي دنگ و فنگ به هم رسيديم

استخر و پی نوشت
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۳   کلمات کلیدی:

از روزی که افتادم تو خط رژیم و خوش اندامی هر روز یه متر بر میدارمو دور کمرو شیکممو اندازه می گیرم...خدا نکنه یه میلی متر دور یکی از اعضای مذکور بیشتر از روز قبل نشون بده،اینجاست که زمین و زمان رو بهم می دوزم.فی فی هم که منتظره من یه غر بزنم شروع می کنه به موعظه کردن که عزیزم رژیم بدون ورزش اصلا جواب نمیده.تو حتما باید بری کلاس ورزش تا به سایز دلخواهت برسی

این بار که پیش دکترم(متخصص تغذیه)رفته بودم ازش پرسیدم که آیا می تونم این بار کلاس ورزشی ثبت نام کنم....ایشون هم یه داد به سر من کشید که نه.نمی شه.علتو که ازش پرسیدم می گه:ببین عزیزم ورزش خیلی زود ماهیچه های شکمو  درگیر می کنه و این مساله برای کسی که نمی خادو نمی تونه هر ماه و هر روز به کلاس ورزش بره اصلا مناسب نیست چون خیلی زود بازهم سایز ها به سایزهای قبلی می رسه و البته چه بسا که بدتر از اونم بشه.....

خلاصه بی خیال ورزش و ایروبیک شده بودم که دیروز همکارم اومدو گفت اداره مون یه دوره کلاس آموزشی شنا گذاشته و اونم بدون اینکه به من بگه رفته و منو ثبت نام کرده

حالا منم هی طفره رفتم که من کلاس نمیام اونم مگه بی خیال میشه میگه با زور می برمت......متاسفانه از زمان بچگی ام یعنی از زمانی که پنجم دبستان بودم تا حالا استخر نرفتم(یعنی از زمانی که بزرگ شدمنیشخند )یه جورایی انگار خجالت می کشم برم جلوی این همه ادم و بعله دیگه........

از طرفی جاهایی که همکارا هم باشن زیاد خوشم نمیاد برم.دیگه اون جاهه استخر که باشه دیگه نورعلی نوره.آخه هی می خان برن تو خط آدمها....از فردا کل اداره می فهمن سایز تمام اعضای بدنه من چنده خبخجالت

از طرفی هم خاله پری تشریف آوردن و بنده نمی تونم برم استخر و داخل آب شم....آخه اولین جلسه این کلاسها ان شاالله از چهارشنبه شروع می شه .از اون ورم همکارم مگه ولم می کنه هر دلیلی هم میارم با حرفاش همه رو خنثی می کنه...

اینارو گفتم که بگم شاید منم اگه خدا بخاد برمو شنا یاد بگیرم...چیه چرا مسخره ام می کنین؟می گم که من از اینکه جلوی کسی ل....بشم بدم میاد..خب نمی شد که با لباس برم شنا یاد بگیرم......شایدم نرم.بدجور دودلم

پینوشت:همسر عزیزم.می دونم که هر روز میای و وبلاگمونو می خونی....منو ببخش که گاهی در مورد خانواده ات می نویسم....می دونی که تمام اینا درد و دله...ممنون که با بردباری این نوشته ها رو تحمل می کنی و حرفی نمی زنی....خیلی می خامتقلب