روزهای خوب پاییزی

وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ زهرا،متولدماه مهرهستم.يه همسرمهربون دارم كه با كلي دنگ و فنگ به هم رسيديم

دوچرخه سواری
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٢   کلمات کلیدی:

این روزها سرم حسابی شلوغه...یه عالمه کار تلمبار شده روی سرم ریخته و البته هنوز و تا همین لحظه حقوقی دریافت نکرده ام...

۵شنبه بالاخره تصمیمون رو عملی کردیم و رفتیم پارک چیتگر....البته نه اینکه فکر کنین با اون همه آب و تابی که تو اون پستم نوشته بودم راهی شدیما.نخیر..فقط یه دونه کیسه برداشتم و توش موز و سیب و چندتا دونه شیرینی گذاشتمو و البته دو تا بطری و راهی شدیم...ساعت ٣ونیم تو پارک چیتگر بودیم...وای باورتون نمیشه تو اون ساعت روز ،پارک به چه حد شلوغ بود؟؟همه دختر و پسر جوون و البته همه هم طالب دوچرخه...ما هم تو اون صف طویل وایسادیم و بالاخره بعد از نیم ساعت دوچرخه هامونو تحویل گرفتیم(دوچرخه همسرو نبردیم.آخه حال نداشتیم بریم از تو انباری بکشیمش بیرون)

خلاصه از همون ابتدای کار بنده متوجه شدم که دوچرخه ای که من سوارشم یکم ایراد داره...یعنی باید هزارتا رکاب میزدی تا یکم بری جلو ....از این جا به بعد طی یک اقدام کاملا جوانمردانه و انسان دوستانه!!!همسر عزیزم دوچرخه شو داد به من و من هم در یک اقدام ناجوانمردانه دوچرخه اونو گرفتم...حالا اگه فکر کردین در مدت دوچرخه سواری ،بنده کمی رعایت حال همسر رو بکنم نکردم...تازه میرفتم اون جلو جلوها و به همسر می خندیدم که بیا همسرجان دیدی از من عقب افتادی...

بعد از دوچرخه سواری هم با همسر رفتیم بازار روز صادقیه و یه عالمه خرید کردیم و البته بعد از اون هم رفتیم شهروند و یه عالمه شیرکاکائو و رانی خریدیم...یعنی اگه به خاطر دوچرخه سواری ٢تا دونه کالری هم سووندم...چند لحظه بعدش ١٠٠٠تا کالری جایگزینش کردم..

جمعه هم که از ظهر تا شب مهمونداری کردم...مهمونامونم موندن و مجبور شدم براشون غذا بپزم...شام هم زرشک پلو با مرغ و سبزی پلو با ماهی و کوکو داشتیم...شب بدی نبود درکل...

از جمعه هم بنده خدا همسر مریضه...دل درد داره شدید و البته گلاب به روتون بیرون روی...دیروز براش با عسل و آب و عرق نعنا و عرق به نارنج براش یه شربت درست کردم داد خورد...امیدوارم امروز بهتر شده باشه

پ.ن:همین الان به پدرشوهر و مادرشوهرم اس ام اس دادم و روزشونو تبریک گفتم اما فقط پدرشوهر جواب اس ام اسمو داد...

خدانوشت:خدایا همیشه و تو تک تک دعاهام گفتم...فقط ازت سلامتی.دله خوش و یه دنیا آرامش می خام

همسرنوشت:عزیز دلم زود خوب شو..خودت خوب می دونی که حسابی دل نگرانتم..خدا ان شاالله بهت یه دنیا سلامتی بده و البته یه جیب پرپول