روزهای خوب پاییزی

وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ زهرا،متولدماه مهرهستم.يه همسرمهربون دارم كه با كلي دنگ و فنگ به هم رسيديم

پرنده و اندازه محبت
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦   کلمات کلیدی:

دیروز تو یه جشن اداری دعوت بودیم که اتفاقا احسان خوا*جه امی*ری هم حضور داشت...سالن مملو از جمعیت بود...برا ی همه آهنگیهایی که احسان خان اجرا می کرد کلی صدای سوت و دست و هورای حاضرین بود که بلند میشد...اما وقتی ترانه"من یه پرنده ام رو خوند"کل سالن رو هوا رفت... بس که مردم از این اجرا خوششون اومده بود...کلا برنامه جالبی بود...همسر اول کمی برای اومدن به این برنامه ممانعت کرد اما وقتی بهش گفتم که قراره احسان خان هم در این جشن باشه اونم بدون هیچ تاملی قبول کرد...هرچند که بعدش بهم گفت فقط به خاطر من به این جشن اومده وگرنه عمرا خواب شبانه شو خراب نمی کرده...خمیازه

شب هم ساعت حدودای 12 بود که به خونه رسیدیم و همون موقع هم نمازمونو خوندیم ...شاممونم خوردیم و  ساعت 1 هم پریدیم تو تختمون...

دیروز تو همون برنامه یه مشاور روانشناسی هم در مورد روابط بین زن و شوهر صحبت می کرد ... همون صحبتا باعث شد که من کمی رو رفتارم فکر کنم....

اون روانشناس می گفت خانومها نباید خیلی به همسرانشون محبت کنن...یهو یادم به یکی از مطالبی که تو مامی سایت دیده بودم افتاد... این که اگه می خواید دل همسرانتون را به دست بیارید باید:

از خوب بودن زیادی پرهیز کنید

اگر تمام سعی خود را برای بسیار خوب و فرمانبردار بودن بکار گیرید احتمالاً در پایان روز بسیار از رفتار خود راضی خواهید بود اما با محبت بیش از حد در عمل از جاذبه و شدت اغواگری خود کاسته اید و حتی ممکن است پس از مدتی باعث دلزدگی همسر خود شوید. وقتی یک تقاضای طبیعی دارید همسرتان به عنوان فردی پر توقع به شما نگاه می کند. نیکی بیش از اندازه به ندرت کسی را شیفته می کند.

بعضی اوقات قسمت های کوچکی از سیاهی های شخصیت خود را نشان دهید. گاه کمی بی رحمی از خود نشان دهید یا حتی اگر لازم دیدید کمی هم کارهای زشت انجام دهید ولی مراقب باشید کارهای مبتذل و بی ارزش انجام ندهید.

نمی دونم این جملات ،جملات درستی هستش یا نه؟؟می دونین خود من از اول صبح که بلند میشم شروع میکنم به محبت کردن به همسر...وقتی همسر داره دندوناشو مسواک می کنه و وضو میگره که نماز بخونه من ناهار ظهرشو....نون صبحانه شو... ظرف عسلشو....قاشقشو...تو کیفش میذارم...بعدش سریع گوشی موبایلشو میذارم تو جا موبایلیش و وسایلشو دم دست میذارم که همسر وقتش صرف این چیزا نشه و زود بره سرکار..همش سعی میکنم که خیلی زود غذاشو حاضر کنم که بتونه شامشو خیلی زود بخوره تا برای معده اش مشکلی پیش نیاد...ساعت نزدیک 1 که میشه بهش گوشزد میکنم که ساعت 11 هستش و باید زودتر بره و بخوابه تا صبح خیلی فِرِش باشه و کم خوابی اذیتش نکنه....

گاهی که اون جور باید و شاید از همسر محبت نمی بینم (شایدم منم توقعم ازش زیاد شده و همش دوس دارم به من آویزون باشه...نمی دونممتفکرشاید مشکل از من باشه؟؟)حس می کنم که شاید این جمله ها درست باشه؟؟به نظر شما تا چه حد باید به همسرامون محبت کنیم؟؟محبت کردن من بیش از حد هستش یا همه شما تا این حد به همسراتون محبت می کنین؟؟

پ.ن مهم:دوستای خوب بلاگ فایی برای هیچچچچچچچچچچ کدومتون نمی تونم کامنت بذارم..همتونو میخونم اما نمی دونم چرا اون اعداد کذایی برای من ظاهر نمیشه...اگه راه حلی دارین کمکم کنین؟؟یه عالمه حرف دارم برای گفتن باهاتونکلافه

خدانوشت:خدایا شادی،خوشی،سلامتی رو برای همه و برای همه عزیزانم از تو می خواهم...خدایا دوستت دارم و شکرت