پرنده و اندازه محبت

دیروز تو یه جشن اداری دعوت بودیم که اتفاقا احسان خوا*جه امی*ری هم حضور داشت...سالن مملو از جمعیت بود...برا ی همه آهنگیهایی که احسان خان اجرا می کرد کلی صدای سوت و دست و هورای حاضرین بود که بلند میشد...اما وقتی ترانه"من یه پرنده ام رو خوند"کل سالن رو هوا رفت... بس که مردم از این اجرا خوششون اومده بود...کلا برنامه جالبی بود...همسر اول کمی برای اومدن به این برنامه ممانعت کرد اما وقتی بهش گفتم که قراره احسان خان هم در این جشن باشه اونم بدون هیچ تاملی قبول کرد...هرچند که بعدش بهم گفت فقط به خاطر من به این جشن اومده وگرنه عمرا خواب شبانه شو خراب نمی کرده...خمیازه

شب هم ساعت حدودای 12 بود که به خونه رسیدیم و همون موقع هم نمازمونو خوندیم ...شاممونم خوردیم و  ساعت 1 هم پریدیم تو تختمون...

دیروز تو همون برنامه یه مشاور روانشناسی هم در مورد روابط بین زن و شوهر صحبت می کرد ... همون صحبتا باعث شد که من کمی رو رفتارم فکر کنم....

اون روانشناس می گفت خانومها نباید خیلی به همسرانشون محبت کنن...یهو یادم به یکی از مطالبی که تو مامی سایت دیده بودم افتاد... این که اگه می خواید دل همسرانتون را به دست بیارید باید:

از خوب بودن زیادی پرهیز کنید

اگر تمام سعی خود را برای بسیار خوب و فرمانبردار بودن بکار گیرید احتمالاً در پایان روز بسیار از رفتار خود راضی خواهید بود اما با محبت بیش از حد در عمل از جاذبه و شدت اغواگری خود کاسته اید و حتی ممکن است پس از مدتی باعث دلزدگی همسر خود شوید. وقتی یک تقاضای طبیعی دارید همسرتان به عنوان فردی پر توقع به شما نگاه می کند. نیکی بیش از اندازه به ندرت کسی را شیفته می کند.

بعضی اوقات قسمت های کوچکی از سیاهی های شخصیت خود را نشان دهید. گاه کمی بی رحمی از خود نشان دهید یا حتی اگر لازم دیدید کمی هم کارهای زشت انجام دهید ولی مراقب باشید کارهای مبتذل و بی ارزش انجام ندهید.

نمی دونم این جملات ،جملات درستی هستش یا نه؟؟می دونین خود من از اول صبح که بلند میشم شروع میکنم به محبت کردن به همسر...وقتی همسر داره دندوناشو مسواک می کنه و وضو میگره که نماز بخونه من ناهار ظهرشو....نون صبحانه شو... ظرف عسلشو....قاشقشو...تو کیفش میذارم...بعدش سریع گوشی موبایلشو میذارم تو جا موبایلیش و وسایلشو دم دست میذارم که همسر وقتش صرف این چیزا نشه و زود بره سرکار..همش سعی میکنم که خیلی زود غذاشو حاضر کنم که بتونه شامشو خیلی زود بخوره تا برای معده اش مشکلی پیش نیاد...ساعت نزدیک 1 که میشه بهش گوشزد میکنم که ساعت 11 هستش و باید زودتر بره و بخوابه تا صبح خیلی فِرِش باشه و کم خوابی اذیتش نکنه....

گاهی که اون جور باید و شاید از همسر محبت نمی بینم (شایدم منم توقعم ازش زیاد شده و همش دوس دارم به من آویزون باشه...نمی دونممتفکرشاید مشکل از من باشه؟؟)حس می کنم که شاید این جمله ها درست باشه؟؟به نظر شما تا چه حد باید به همسرامون محبت کنیم؟؟محبت کردن من بیش از حد هستش یا همه شما تا این حد به همسراتون محبت می کنین؟؟

پ.ن مهم:دوستای خوب بلاگ فایی برای هیچچچچچچچچچچ کدومتون نمی تونم کامنت بذارم..همتونو میخونم اما نمی دونم چرا اون اعداد کذایی برای من ظاهر نمیشه...اگه راه حلی دارین کمکم کنین؟؟یه عالمه حرف دارم برای گفتن باهاتونکلافه

خدانوشت:خدایا شادی،خوشی،سلامتی رو برای همه و برای همه عزیزانم از تو می خواهم...خدایا دوستت دارم و شکرت

/ 36 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهه و همسری

به نظرم شما بیشتر نقش یه مادر رو برای همسرت بازی می کنی تا یه همسر آخه چرا باید تمام کارهای شخصی همسرت رو هر روز انجام بدی اگه یه زمانهای خاص بود موردی نداشت ولی اینطوری به نظرم درست نیست من و همسرم با هم یه جا کار می کنیم با هم یم ریم و اصولا با هم بر یم گردیم و تو تمام کارها هم با هم هستیم نه اینکه فقط من تازه من به این نتیجه رسیدم وقتی سرویس زیادی به هر کسی نه فقط همسرت بدی اگه ظرفیتشو نداشته باشی خودت آسیب می بینی چون همش انتظار داری اونم همینطور باشه مگر ظرفیت بالایی داشته باشی

الهه

سلام زهرا جونم....منم با خانوم مشاور موافقم تا حدود زیادی..... کلن فکر میک نم تو هرچیزی باید حد تعادل و شرایط در نظر گرفته بشه.... درسته که تا شاید 20-30 سال پیش هم خانوما غالباً‌خانده دار بودند و تنها وظیفه شون انجام امور منزل و سایر کارها بود ولی الان دیگه اکثرا شاغلن و به نظر من دو شغله محسوب میشن....پس خیلی بهتره که هرکس کارهای مربوط به خودشو انجام بده و تو کارهای مشترک هم همونجور که از اسمش پیداست با هم کمک و همکاری داشته باشن.....

آرنیکا

من موافق نیستم... چرا آدمها محبتشون رو از هم دریغ کنن؟... بستگی به همسر آدم داره.... مثلا اگه ی روز تو واسه فی فی همه چی رو آماده نکنی عکس العملش چیه؟ دلگیر میشه؟... اگه لطف تو تبدیل شده به وظیفه و در صورتی که انجام ندی دلخور میشه باید کم کم روشت رو تغییر بدی.... ولی اگه فی فی خان میدونن اینا همش عشق و محبت که نثارش میکنی... هیچ اشکالی نداره... البته در صورتی که خودت حس رضایت داشته باشی و بهت انرژی بده.. آدمی به مهر و محبت وابسته است...

ترانه

نظرات رو خوندم. هر چیزی حد داره و باید تعادلش رو نگه داشت. محبت زیادی هم خوب نیست، باید بذاری توی کارها کمکت کنه . تو هم شاغلی و خسته میشی[لبخند]

Naz

vaiiiiii khaje amiri oon ahang roo fogh olade mikhoone!!! like like like!!!!:D

فیروزه

خیلی از ما محبت کردن هامون برای همسرهامون مادرانه است ... خود من یکیشون ... خیلی سعی کردم که جلوی اینجور محبت کردن رو بگیرم اما برای یه مدت بوده و بس ... همیشه از قدیم گفتن که شوهر برای زن مثل بچه ازلش می مونه! ... مهم اینه که همسرها قدر این محبت ها رو بدونند حالا محبت چه مدلیش دیگه زیاد مهم نیست ...

بهداد

جالب بود. به نظرم عقیده تون در مورد روابط زن و شوهر کاملاَ درسته. محبت زیاد آدمها رو متوقع میکنه و باعُ‌بوجود اومدن مشکلات زیادی میشه. خوشحال میشم به من هم سر بزنید. http://bahmanzad.blogfa.com/

روزانه های ما

من میگم همه چی باید عادلانه باشه البته توی یه زندگی متعادل یعنی زندگی ای که همه چی سر جای خودشه و دوطرف آدمهای نرمالی هستن مثل همه ماها. یعنی من میگم این صبحانه دادن و غذا حاضر کردن همچینم لطف به حساب نمیاد وقتی یه مقایسه ای بکنی ببینی که خب! ماشین مشکل داشته باشه کی حلش می کنه؟ کی نون می خره؟ کی وسایل خونه رو تعمیر می کنه؟ کی میره بالای پشت بوم کولر تعمیر کنه یا آنتن درست کنه؟ کی با همسایه ها میره جلسه و حساب پول شارژ رو داره؟ اگه اینا رو لطف مرد تلقی کنیم غذا پختن ما هم لطف به حساب میاد اگه اینا رو وظیفه اون تلقی کنیم غذا پختن و امثالهم هم وظیفه ماست البته در شرایط مساوی و نرمال. یه وقتی هست ما سردرد داریم یا کلافه ایم یا به هر دلیلی خب حق داریم انتظار داشته باشیم مرد بیاد تو وظیفه ما کمک کنه در حد توانش غذا درست کنه یا همچین کارایی.همونطور که یه وقتایی هست که خودمون میریم میوه می خریم یا نون و اینا.یعنی به نظر من زندگی قابل فرمول بندی نیست.معادله چندانی هم نداره یه جورایی مثل کفه ترازوئه که لازم نیست همیشه بالانس باشه فقط کافیه توی بازه های زمانی "به طور متوسط" کفه ها یه میزان وزن رو تحمل ک

جوجو

وایی چه کیفی میده این جشنا! خیلی باحاله حال میده واسه تخلیه انرژی! والا من هم با این حرفایی که تو مجله نوشته موافقم صد در صد موافقم حالا نه به این تندی که این نوشته اما گه گداری لازمه..... اول این که گه گداری لازمه زن و شوهر از هم دور باشن.... گه گداری لازمه که سیست های زنانه به خرج بدی و همه چییز رو همون طور که شوهرت میخواد در اختیارش نذاری گه گداری لازمه که اگه میتونی....ولی کمکش نکنی...تا یه ذره سختی بکشه و قدره عافیت و تنها نبودن رو بدونه و ..... من همه اینا و خیلی چیزای دیگه رو که در این رابطه هست انجام میدم و معتقدم که لازمه و اثرگذار دوستم در مورده کامنت گذاشتن صفحه کامتت رو باز کن و شروع کن به تایپ ....کد تایید بعد از 1 ثانیه ظاهر میشه!

☆ گلی ☆

به نظرم شوهر آدم مثل دوست آدم باید باشه ... :)