هفته دوست داشتنی

درست شنبه هفته پیش بود که خیلی یهویی دعوتنامه ای از طرف امام رضا (ع) به دستمون رسید...خب مگه میشه امام رضا بطلبه و آدم بتونه نه بگه؟؟؟این وسط یک مشکل وجود داشت و اون هم این بود که ممکن بود با 3 روز مرخصی رفتن من موافقت نشه که منم همه چی رو به امام رضا سپردم ..که اگه می خواهد بطلبتمون دهانه رییس و روسا بسته بمونه که خداروشکر بسته موندو با مرخصی من موافقت شد و به این شکل بود که روز دوشنبه ،به همراه خانواده خودم و البته ماشین اونها راهی مشهد شدیم...

روز قبل از مسافرتمون بر اساس لیست سفری که داریم وسایل رو داخل یک ساک جا دادیم.این اولین باری بود که برای مسافرت از چمدون عروسیم استفاده نکردم و همه وسایل رو داخل همون ساک قرار دادم و از این بابت بسی خوشحالم...خب آدم هرچی سبک تر مسافرت بره بهتره ...

خلاصه جونم براتون بگه که اون روز کلی کار برای انجام دادن داشتم...بدیه من اینه که حتمی باید قبل از رفتن به مسافرت خونه امو مثل دسته ی گل کنم...یعنی اون روز به جز جمع کردن وسایل مورد نیاز برای سفر،جارو برقی و تی کاری و گردگیری هم انجام دادم و البته دستی هم به سرو گوشه ی یخچال و فریزر کشیدم...

خب من معمولا قبل از سفر رفتن همه مواد غذایی  داخل یخچال رو سروسامون میدم...کل میوه هارو شستم و برای تو ماشین و توراهمون گذاشتم....یه عالمه گوجه فرنگی و گوجه سبز هم داشتیم..گو جه فرنگیارو میکس کردم و داخل فریزر گذاشتم و گوجه سبزهارو هم شسته و خشک شده داخل ظروف در بسته مخصوص فریزر گذاشتم تا در مواقع لزوم و در هنگام درست کردن خورشت بادمجون و کدو به عنوان ترشی خورشتم ازشون استفاده کنم

خلاصه که شب قبل از سفر که همیشه برای من یک روز هیجان انگیز و دوست داشتنی هستش به کوزتینگ گذشت

دوشنبه هم راس ساعت 7 و ربع از دم خونه مجردیها راهی شدیم...و درست دوازده ساعت بعد و البته با 3 توقف نیم ساعته به شهر مشهد رسیدیم....راستی برای شام هم راهی رستوارن پسران کریم شدیم به صرف پلو ماهیچه محبوب من...دوستای خوبم اگه تاحالا این رستوران نرفتید برید که حسابی غذاهای خوشمزه و لذیذی داره .البته اگه پلو ماهیچه شو سفارش میدین از گارسون درخواست کنید که سس مخصوصش رو بهتون بده که سسش عجیب خوشمزه و لذیذه....

خلاصه جونم براتون بگه که لحظات خوب و زیبایی رو این چند روز در مشهد داشتیم...

شب های خنک حرم ...شب آرزوها و خوندن صلوات خاصه ....نشستن روبروی ایوون طلا و یاد کردن دوستان و آشنایان و فرستادن اس ام اس به این خاطر که بدونن به یادشونی ...شنیدن صدای یه دوست مهربون که لحظه به لحظه جویای حالم بود و همه لطفشو در حقم تموم کرد...معجون لواشک مهمون داداش بابت 4ماهگی نی نی گوگولی اش...سر زدن به مغازه های کنار حرم و بو کشیدن انواع و اقسام ادویه ها و زعفرون و ...خریدن یه عالمه ادویه ی ماکارونی و خورشتی و پلویی و زعفرون و نبات و برگه هلو و آلو جنگلی و انجیر و چه و چه ...باعث شد لحظات خوبی برام رقم بخوره...واقعا با این روحیه داغون نیاز به همچین سفری داشتم هرچند که بعدش و با رسیدن به تهران حسابی از دل و دماغمون در اومد،چرا که از فردای همون روز همسر به شدت مریض شد و کارش به سرم و بیمارستان کشید ...طفلی دچار یه مدل آنفولانزای شدید شده که اسهال و استفراغ و دل درد و سردرد و سرگیجه و استخوون درد و تب و لرز از علایمش هستش ..خلاصه اینارو نوشتم که  مواظب سلامتیتون باشین..به خصوص دوستای باردارم و دوستایی که نی نی های کوچولو دارین سعی کنین کمتر در اجتماع حاضر بشین و اگه هم بالاجبار در اجتماع و فضای بیرون از خونه بودید خیلی زیاد دستاتونو بشورین

خدانوشت:خدایا خداوندا پناهم باش و یارم باش...میدانی که جهان تاریکی محض است بیا و در کنارم باش...خدایا مثل همیشه تن سالم و دله خوش رو برای عزیزانم می خواهم

اطلسی نوشت:دوستم بابت همه مهربونیات ممنون...حیف که نشد همو ببینیم .ایشالا تهران که اومدی بتونم جبران خوبیاتو بکنم و تو خونمون در خدمتت باشم

/ 29 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهاره

زيارت قبول من تا يه ذره ته گلوم ميسوزه زودي قرص سرماخوردگي مي خورم و اب نمك قرفره ميكنم. هوا كلا خيلي بده الان

رسپینا

سلام مشهدی زهرا خانوم..... زیارتتون قبول خانم.... زهرا جون مراقب خودت باش که از آقای همسر به شما سرایت نکنه......میوه و ویتامین c زیاد بخورید ....مریضی خیلی بدیه.....یهو میاد و کلی طول میکشه تا همه علایمش کامل برطرف بشه....ای شالا که هرچه زودتر خوب بشن....

دخملی

زیارت قبول عزیزم.. همسری منم عجیب دلش مشهد میخواد! حالا قرار شد یک روزه با هواپیما بره... منم قول دادم تو پول بلیط کمکش کنم!![پلک]

روناک

خب زهرا جون کجا می رفتم؟؟؟؟ کی از سهند پرستاری می کرد؟؟ چاره ای نبود اتفاقا دکتر گفت خانومت 99 درصد می گیره ازت!!! دیگه من کلی دعا کردم مریض نشم...آخه سه ماه اول هم بهتره دارو خورده نشه

ســـــــاینــــــــا!.

رفتم پسران کریم..تو برنامون هست..هم این پسران کریم هم معین درباری دعا حتماحتما یادم هست

غزل

زیارت قبول مرسی از اس ام است خیلی به جا بوددددددددددددددد واییییییییییییییییییی زهرا بدجوری دلمو اب کردیییییییییییی خدا کنه جور بشه ما هم بریم

اطلسی

rريالبول باشه عزیزم من که کار ینکردم متاسفانه به امام رضا باید بگم شمارو تنهایی بطلبه تا بتونم ببینمتون[شیطان]

اطلسی

rريالبول باشه عزیزم من که کار ینکردم متاسفانه به امام رضا باید بگم شمارو تنهایی بطلبه تا بتونم ببینمتون[شیطان]

گندم

وای زهرا.... خوش به حالت.... چقدر دلم یه زیارت درست و حسابی میخاد... نمیدونم خودمو توجیه میکنم یا چی اما هرکاری میکنم قسمت نمیشه که یه سفر زیارتی برم... یکم بیشتر بنویس دختر...دلم برات تنگ میشه ها