دوران عقد

دوران عقده من و همسری فقط یک ماه و ٣هفته بود.یعنی مهرماه سال ٨٧ عقدکردیم وآذرماه همون سال رفتیم زیر یه سقف.تا یک سال اول ازدواج همش به جون همسری غر میزدم که چرا این همه عجله داشتی.اخه همه زوج های جوونی که اطراف ما بودند حداقل یک سال باهم عقد می موندند و کم کم بساط عروسیشونو جور می کردند.

دوست نداشتم این همه زود تو مسئولیت خونه داری بیوفتم.از طرفی همسری هم درست می گفت.مامانم و همسری در مورد روابطه منو همسری باهم توافق نداشتند.همسری معتقد بود وقتی دونفرعقد می کنند مثله زن و شوهر می مونند و می تونند باهم حتی زندگی کنند و مامان معتقد بود تو دوران عقد هنوز دختر اونا هستم و باید طبق قوانین مامان اینا عمل کنم.یعنی من و همسری هرجا که بودیم حتما باید بنده  شب خونه خودمون می خوابیدم و این برای فی فی خان اصلا قابل تحمل نبود.

خرید لباس عروس و آرایشگاه و انتخاب آتلیه و هزار جور کار دیگه به اضافه خرید جهیزیه از جمله کارایی بود که باید تو این مدت زمان محدود انجام می شد و بالطبع وقتی کار زیاد باشه و و قت محدود مطمئنا دعواهای شدید را در پی خواهد داشت.

البته من بازهم به همسری حق میدم همسری خیلی دست تنها بود به جز کمکی که گاهی پدرشوهری و خیلی کم داداشش می کرد هیچ کسو نداشت که بهش کمکی کنه حتی شوهر خواهرش هم هیچ کمکی بهش نکرد. برای خرید میوه  سالن هم خودش تنها بودو نتیجه اش این شد که برای اصلاح صورت و رنگ کردن ابروهام باید آژانس می گرفتمو می رفتم آرایشگاه و این برای من که  آرمانگرا بودم خیلی سخت بود.

بنده تا همین یه هفته پیش هم روی حرفم بودم و می گفتم ای کاش دیرتر می رفتیم سرخونه و زندگیمون تااینکه داستانه ندا رو شنیدم..............

ندا دختر یکی از آشناهامونه.از من ۴سال کوچیکتره و با اشکان یعنی همسرش سال ٨۵ که من هنوز همسری رو حتی نمی شناختم باهم عقد کردند.اشکان از خودش یک سال بزرگتر بود.بزرگترا تصمیم گرفتند تا زمانی که این دوتا زوج خوشبخت دانشجو هستند تو دوران شیرین عقد بمونند و این جوری شد که اینا حتی تاروز عروسیه ما هنوز نامزد بودند و دوران شیرین عقدو باهم میگذروندند.تا اینکه...............

دیروز ازطریق یکی دیگه از آشناها شنیدم اشکان و ندا که یه عالمه عاشق و دلباخته هم بودند از هم جدا شدند.علت رو که پرسیدم.جواب شنیدم باهم توافق نداشتند.اما مگه همچین چیزی ممکن بود.متاسفانه دوران عقد۴ساله و دخالت خانواده ها باعث شده بود که این دوتا دیگه نتونند باهم زندگی کنند و جدایی رو بهترین انتخاب تو رابطه شون دونستند.دلم برا ندا می سوزه .

حالا از دیروز تا حالا خدارو شکر می کنم که منو همسری زودتر رفتیم سرخونه و زندگیمون.

پ.ن:دیروز عکسارو با کمک همسری تو کولدیسک ریختم اما صبح همسری باخودش کولدیسکو برده بودشرکت.پس احتمالا  آپلود عکسها میوفته برا ٣روز آینده ان شاالله

 پ.ن:یک آدم نسبتا محترم که احتمالا منو با خواهر و مادرش اشتباه گرفته بوده اومده و برای من کامنت گذاشته.نمی خاستم کامنتام تاییدی باشن اما متاسفانه حضور آدمهای انسان نمای این مدلی باعث می شه که این کارو بکنم.بازهم خدمت ایشون عرض می کنم که بنده را با خواهر مادرت اشتباه گرفتیقهقهه

/ 36 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محبوب

سلام..منم متولد ماه مهرم..منم تازه عقد کردم ..بابای منم اخلاقش اینجوریه...خیلی خوبه که زود تونستین برین سر خونه زندگیتون...شاید سه ماه خیلی زود بوده..

سایه

به نظر من دوران عقد نه باید خیلی کوتاه باشه نه خیلی زیاد ولی اگه بخوام بین دوران کوتاه و زیاد نامزدی یکی رو انتخاب کنم حتما دوران کوتاهو انتخاب میکنم کلا دوران طولانی نامزدی اصلا خوب نیست

الهه

الان فردا شده ها زهراجان.....و ما هنوز منتظر آپیم[نیشخند][خجالت]

الهه

هردوتاشو...بخدا راست میگم[لبخند]

شقایق و حبیبی

سلام عزیز دلمممممممممممممممممممممممممم خوبی جیگرو به خدا نمی رسم .والا من اگه پیشت هم نیام همیشه به یادتمممم خوب خانمی در مورد گذاشتن عکس ببین وقتی عکسی که حالا یا با موبایل یا دوربین گرفتی و ریختی تو کامپیوتر و تو یکی از درایوهات سیو کردی میری تو یکی از سایت هایی که آپلود عکس انجام می دند یعنی عکس و رو به صورت ادرس اینترنتی در میاره حالا این سایتی که می زارم و خودم ازش استفاده می کنم میشه یا نه هر سایتیتو گوگل سرچ کن سایت اپلود عکس یه عالمه سایت بهت معرفی می کنه . http://www.tehranpic.net/ وارد این سایت شدی یه قسمت هایی داره به صورت کادر بارک که جلوشون نوشته browse بعضی سایتا فقط یه کادر دارند بعضی ها 4 یا 5 تا . یعنی این امکانو بهت می ده که همزمان چندتا عکس و باهم اپلود کنی .وقتی رو browse کلیک کردی باید آدرس عکست رو بهش میدی مثلا عکست تو درایو c شاخه pic به اسم زهرایی سیو کردی رو انتخاب می کنی و بعد از اینکه مثلا هر سه 4 تا یا فقط همون یکی عکس و انتخاب کردی گزینه start uploud رو می زنی و دیگه کاری بهش نداری خودش شروع می کنه به آپلود کردن اگه سرعتت پائین باشه کمی طول میکشه بعد وقتی اپلودش تموم شد میبی

شقایق و حبیبی

عزیزم الان رفتم امتحان کردم ببینم برا چی این پیغام میده دیدم وقتی عکسی انتخاب نکنی این جوری میشه ببین تا رویه بروز کلیک کردی از صفحه باز شده میری عکسی رو که هرجاسیو کردی و انتخاب می کنی وباید ادرسه عکسه تو اون کادر مستطیل باریک بیاد و بعد استارت آپلود رو بزنی .امتحان کن بازم بگو

شقایق و حبیبی

خانمی باید همون عمومی رو کلیک کنی بعد یه بار این مراحلی که میری و به ترتیب برام بنویس تا بگم چیکار کنییییییییییییییی[ماچ]

شقایق و حبیبی

یه عکس از عکسایه خود سیستم و اپلود کن ببین میشه یا نه ؟؟ اگه شد شاید عکست مشکل داره ؟؟؟؟؟

شقایق و حبیبی

عزیزم کجا برم این رمز رمزه چیه اگه مدیریت وبلاگته که هم باید نام کاربری بدی هم رمزتو و اگه رمزه جاییه دیگست نمی دونم رمزه چیه یعنی چی نصفه اومده کجا نصفه اومده .ببین وقتی عکسا اومد تو قسمتی که داری تایپ می کنی باید عکسارو از گوشه بگیری کوچیک کنی تا سایزه صفحت بشه والا نصفه عکس نمی افته

شهرزاد

منهم عقیده دارم دوران عقد باید کوتاه باشه چون در غیر اینصورت اختلافها با دخالت نابجای خانواده طرفین و یا دوستیهای خاله خرسه اونا تشدید میشه و عاقبت موجب جدائی میشه