از تمیزی گرفته تا کله پاچه

از پنجره اتاق به دور دستها خیره میشم ...از ساختمان شیشه ای به اون ور قابل رویت نیست.....این یعنی اینکه میزان آلودگی هوا به شدت بالاست....راستش یه جورایی قابل رویت بودن اون ور ساختمان شیشه ای شده شاخص آلودگی هوا برای من:)) خلاصه که حیف شد برفها رفتن....تازه داشتیم نفسی میکشیدیم

این چند روز یعنی دقیقا از روزی که هوا سرد شد و برفی پیاده روی بنده هم تعطیل شد ...یعنی فکر کنم 6 کیلو چربی و دنبه جایگزین اون 4 کیلویی که کم کرده بودم شد....ایشالا از امروز مجددا باید پیاده  روی رو شروع کنم

5شنبه یه کاری مرکز شهر داشتیم و به خاطر تنبلی من و سردی هوا با مترو نرفتیم و رخش سواری کردیم....وای هرچی از شلوغی و ترافیک شهر بگم کم گفتم...فکرکنم ملت از الان افتادن دنبال خریداشون...چون وقتی یهویی تصمیم گرفتم که یه سر به سپهسالار بزنیم بلکم بنده بتونم صاحب یه جفت بوت بشم نشد که  بشه...یعنی 3دور کامل اطراف خیابونهای سپهسالار گشتیم که شاید بشه یه جای پارک بیابیم و البته دریغ از یه جای پارک..خلاصه که خسته و داغون برگشتیم خونه

کلا از وقتی شلوغیه خیابونها رو دیدم به صرافت این افتادم خریدهایی که باید انجام بشه رو لیست کنم ...طفلی همسر!!!! اکثر خریدها واسه منه...خب راستش خیلی وقت بود که یه خرید درست و حسابی انجام ندادم به همین خاطر الان همه چی لازم دارم...از لباس تو خونه ای بگیر تا مانتو و شلوار و کیف و کفش و  و و و .........باید قبل از اینکه خیابونا شلوغ تر از این بشه فکری به حال خریدامون بکنیم

کلا باید استارت خونه تکونی رو هم به زودی بزنم...فکرکنم اول از همه هم باید برم سراغ انباریمون که افتضاح شلوغه...کلی ظرف و ظروفی که به عنوان کادو بهم دادن اون تو جا خوش کرده...باید یه فکری به حالشون بکنم...یا بفروشمشون یا بدمشون بیرون....کتابهای پدرشوهر هم که هنوز تو انباریه و مادرشوهر هر مشتری براش میاد فکرمیکنه دارن سرشون رو کلاه میذارن..خلاصه که خدا به خیر کنه

به خاطر لوله های آب گرم داخل دیوار مقداری از رنگ دیوارپشت دستشویی که تو راهرو هستش ریخته...همسر میگه اگه رنگ کنیم باز همون آش و همون کاسه است واسه همین تصمیم گرفتیم اگه بشه از این سنگهای تزئینی برای اون قسمتا استفاده کنیم...البته که فعلا همه  چی در هاله ای از ابهامه.تا ببینم خدا  چی می خواهد

جمعه صبحونه کله پاچه داشتیم...یعنی ساعت 8 صبح دیدم که همسر بیدارم کرد که عزیزم پاشو صبحانه بخوریم...دیدم طفلی تو اون سرما رفته و چندتا دونه پاچه و زبون و بناگوش خریده به اضافه یه دونه نون سنگک کنجدی فرد اعلا ...خلاصه که بعد از مدتها کله پاچه خوشمزه خوردیم ...خیلی چسبید جاتون خالی :))))

معمولا من خیلی کم غذاهایی که تا حالا امتحان نکردیم و از طعمش خبر ندارم درست میکنم اما این بار یهویی تصمیم گرفتم نخود پلو درست کنم...خب با توجه به اینکه همسر عاشق غذاهای قرمز مثل لوبیاپلو هستش میدونستم که همسر از نخودپلو هم خوشش خواهد آمد...واسه همین دست به کار شدم و نتیجه اش شد یه غذای فوق خوشمزه...باید یادم باشه از این به بعد تو فصل نخود سبز کلی از این گردیلی های سبز خوشمزه بخرم و فریز کنم :)))) 

خدانوشت:خدایا نیم نگاهی به ما داشته باشی کافیست...خدایا عزیزانم را در پناه خودت سلامت حفظ فرما...ای مهربان ترین مهربانان

/ 13 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزل

اره خیابونا خیلی شلوغ شده افتضاحه از الان خرید میکنن دیگه اخ اخ خونه تکونیییییییی رو نگووووووووووووو منکه فکر کنم اخراش شروع کنم چون هر چی تمیز کنم از اونور بازم کثیف میشه به بههههه چه صبونه ایی نوش جان منم نخود پلو دوست دارم

غزل

اره خیابونا خیلی شلوغ شده افتضاحه از الان خرید میکنن دیگه اخ اخ خونه تکونیییییییی رو نگووووووووووووو منکه فکر کنم اخراش شروع کنم چون هر چی تمیز کنم از اونور بازم کثیف میشه به بههههه چه صبونه ایی نوش جان منم نخود پلو دوست دارم

نسیم

[قلب][ماچ]

فیروزه

کله پاچه رو نیستما [زبان] نخود پلو هم یه بار خوردم مثل باقالی پلو بود . یعنی باشوید . خوشم نیومد زیاد . اینی که میگی رو هم یه بار شنیدم . اما نخوردم . حتما باید خوب باشه چون غذاهای رب دار رو خیلی می دوستم . ما کلا هر روز بدو بدو می چپیم توی خونه و از بیرون بی خبریم . امسال انگاری هوای عید زودتر رسیده [لبخند]

الی

زهرا خانوم خیلی خوبه که شروع کردین به رسیدگی به کارای منزل چهل روزه دیگه بیشتر نمونده تا سال نو که اینم سریع می گذره...نوش جونتون

سارا- آغاز راهی دیگر

من که هنوز هیچی نخریدم و دقیقاً مثل شما همه چی لازم هستم ... البته ما خونه تکونیمون تموم شد و انشاله اگه بشه هفته بعد بریم خرید ... تا ببینیم چی پیش میاد ... شاد باشی و یه آمین محکم برای خدا نوشتت ...

samira

سلام، من مدتی‌ هست به یک موضوعی فکر می‌کنم. دوست داشتم اینجا مطرح کنم اگه شما یا دوستان نظری داشتین بگین. اگه هم خوستین می‌تونین این کامنت رو پاک کنین. اینکه اکثر خانمها در ازدواج‌های ایرانی‌ مهریه دارند و در عین حل خانمی که کار میکنه معمولان دلش می‌خواد اموالشون (چه کم باشه چه زیاد) بین خانم و آقا مشترک باشه. اما از بعضی‌ آقایون می‌شنویم که اگه قرار هست مثل غربی‌ها هر چی‌ داریم شریک بشیم، پس مهریه این وسعت اضافه هست و باید حذف بشه. دلم می‌خواد بدونم مخصوصا خانمهای جوان تحصیل‌کرده‌ که پا به پای همسرشون کار هم می‌کنن چطور مسائل مالیشون رو با شوهرشون حل می‌کنن. اگه همه چیز شریک، پس مهریه چی‌ میشه و اگه نه چه راه حل دیگه‌ای دارن.

اطلسی

عززیزممممممممممم دلم برات تنگ شده بودددددددد بوس بوس نبودم این مدت ببخشین

سمانه

اومدم بگم ما هم دیوار دستشویی رو سنگ آنتیک کردیم خیلییی راضی هستیم. حتما بکنید خرجش هم زیاد نیست کثیف کاری هم نداره نصبش هم دو ساعته اس

sina

یه سایت توپ برای کسب درآمد سراغ دارم بیشترین شمارش آی پی و بیشترین پرداخت رو داره هر ای پی 120 ریال بعضی سایت ها بیشتر از این مبلغ هم میدن اما آی پی هاتو ده تا در میون میشمارن ولی این یکی حرف نداره امتحانش کن :)