هایپر و ذغالی برگر

یه هفته ای میشه که مهربون ترین همسر دنیا بعدازظهرا راس ساعت 4 میاد دم اداره دنبالم و این حس خیلی خوبیه....خب قبل از اون مجبور بودم یک ساعت علاف تو اداره بچرخم تا همسر جون از سرکار بیاد دنبالم و دوتایی راهی خونه شیم اما خب از وقتی که برای درس خوندن مرخصی یه هفته ای گرفته بعدازظهرا زودتر میتونه بیاد دنبالم...البته که صبح ها با تاکسی میام اداره...همسر جان منو تا دم تاکسی میرسونه ومیره خونه تا برای امتحاناش آماده شه....ایشالا امروز آخرین امتحانشو میده و خلاص...امیدوارم که موفق باشه و نتیجه درس خوندناشو بگیرهماچ

راستی نمره دوتا از امتحانامم اومد....نمره هام خوب شدن خداروشکر....حالا که امتحاناتمو خوب دادم برای ادامه راه بیشتر مصمم شدم هرچند که از دیروز بعد از انتخاب واحد اعصابم بهم ریخت...آخه با این انتخاب واحد مجبورم که 4شنبه ها از ساعت 1 به بعد دانشگاه  باشم که با این رییس داغونه من عملا همچین برنامه ریزی غیر ممکنه ...یعنی برای امتحانام بعد از یه روز مرخصی که گرفتم تو اداره بلوایی به پا شدکه نگو...خلاصه که از همین دیروز اعصابم حسابی داغونه

....................................................................................................

جمعه ای زحمت کشیدم و آشپزخونه رو از اون شکل و شمایل در آوردم....وای یعنی هر چی ظرف داخل کابینت بود در آورده بودیم و نشسته رها شده بود...فکرکن دوتا سینک ظرف شستم و خشک کردم و چیدمشون تو کابینت....تمام وسایل داخل یخچالو که کپک زده بودن به سطل زباله انتقال دادمو و وسایل داخل یخچالو کمی بهشون نظم دادم....ظروف ادویه جات رو شستم...کابینت زیر اجاق گاز که پر از ظروف ادویه و حبوبات و سفره و .....هستش رو مرتب کردم...روی کابینتها رو تمیز کردم....جارو  و تی کشیدم و بعدم رفتم سراغ اتاق خواب...گردگیری و تی و جارو کشی و نظم دادن لوازم روی میز توالت و و و ...اما خب همسر اجازه نداد هال و پذیرایی رو تمیز کنم و همچنان هال و پذیرایی نیازمند توجه ویژه هستش .باشد که امروز بعد از امتحان همسر دوتایی بریم و مابقی خونه رو تمیزکنیم

......................................................................................................

5شنبه شب بود که راهی ذغالی برگر ظفر شدیم....راستش مدتی بود به شدت هوس ذغالی برگر کرده بودم که بالاخره با همسر راهی شدیم...وای که هرچی از شلوغی رستوران بگم کم گفتم...ملت گوش تا گوش وایساده بودن که بتونن یه  میز پیدا کنن تا پشتش بشینن و غذا میل کنن...هچی دیگه من و همسر بعد از آماده شدن سفارشمون غذا به دست تو ماشین نشستیم و غذا خوردیم و لذت بردیم...بعدشم که راهی هایپر استار شدیم...کابینت آذوقه هامون خالی بود و به شدت هایپر لازم بودیم...خلاصه که تازه ساعت 11 رسیدیم هایپر و تا 12 بین قفسه ها گشتیم و خوراکی خریدیم و لذت بردیم....

.........................................................................................................

تو دلم یه دنیا حرف تلنبار شده و برای خالی کردن این همه حرف احتیاج به زمان دارم...ایشالا وقت که یافت شد میام و می نویسم

............................................................................................................

خدا نوشت:خدایا به خاطر همه چی ازت ممنونم و روی مهربونتو می بوسم

/ 13 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آزاده

چه خوب شد كه نمرهات اومد و چه خوبتر شد كه نمرات خوب شده يه دست مرتب هورااااااااااا به نظر رئيش هم اهميت نده كلاساتو برو رئيس همشون خودخواهن و فقط همهچي رو براي خودشون ميخوان مواظب خودتون باشين

ستايش

خدا رو شكر عزيزم كه امتحاناتت رو با نمره خوبي پاس كردي. من هايپر خيلي وقته كه نرفتم الان زياد ازش خبري ندارم با اين سركار رفتن و ساعت كار طولاني حوصله هيچي رو ديگه ندارم بيشتر خود همسرم خريد خونه رو انجام ميده من راحتم.

بهار

سلام زهرا جون خوبییییی؟ خداروشکر امتحاناتو خوب دادی ... من میخونمت خانم ... دلمم واست تنگه وایبرو جور کن بیا

آمارین

این زغالی برگر رو منم رفتم. برگراش خیلی خوشمزه س. من معمولا برگر نمیخورم اما مال اینجا رو خیلی دوس داشتم. خسته نباشی. چقد بده ادم بعد از یه مدت بخواد خونه زندگی رو تمیز و مرتب کنه. رسما سرویس میشه[نیشخند]دور از جونت البته[ماچ]

leila

Hese khobie vaghti emtahanato khoob midi vaghti khoone tamiz mishe.rasti be nazare man hyper me kheili az star behtar e emtahan kon hatman dar zemn babate tabriketam mamnoon

الهه و همسري

روزهاي بعد از امتحان خيلي روزهاي خوبي اين دوران سخت هم چشم بهم بزني تموم مي شه كلا براي كارمند جماعت همه چيز سخته ولي بالاخره شدنيه واي منم خيلي وقته هايپر نرفتم يعني اصلا وقتش رو نمي كنم كه برم

سارا- آغاز راهی دیگر

افرین دختر زرنگ ... دیدی از پسش میتونی بربیای و نمراتتم که خدا رو شکر خوب بودن ... نوش جان برگر زغالی .... ما هم شنبه با همسری میل نمودیم .. منتهی رژیمی ... یعنی یک ساندویچ گرفتیم و دونفره خوریم !!!! من عاشق خرید دو نفره تو هایپرها هستم ... روزا نه هات شاد و بی دغدغه ... منتظر شنیدن حرفای تلمبار شده تو دلت هستیم ...

نسیم

به به ..برگر ذغالی...نوش جون.......... منم خرید کردن آخر شب از هایپر رو دوست میدارم....

سپیده

عزیزم مبارکههههههه ، نمرات خوبت انگیزه خوبی هست براى ادامه راه، امیدوارم نمرات باقی مونده هم خوب باشن. هایپر به ما دوره و تقريبا سالی یه بار شاید بریم، بیشتر شهروند آرژانتین میریم، البته جدیدا زنگ میزنم سوپرمارکت محل و خریدام رو برام دم در میاره اینجوری بنظرم باصرفه تر هست، چون ما هر دفعه که میریم شهروند کلی خرید بیخودی که واقعاً لازم نداریم هم میکنیم که خوب نتیجه اش خالی شدن جیب مبارکه. امیدوارم هرجا هستی دلت شاد و تنت سالم باشه. عزيزم مراقب خودت باش[قلب]

منم لیلی

[قلب] خسته نباشی عزیزم