تولدانه و تشکرانه

جمعه تولدم بود...به همین راحتی 31 ساله شدم...راستش با یک نگاه اجمالی به گذشته و حالم، به این نتیجه رسیدم که یه جاهایی کم گذاشتم و در نتیجه هنوز چندتا هدف و آرزو هستن که بهشون نرسیدم و باید یکم رو خودم کار کنم والبته یه جاهایی هم باید خدا کمکمون کنه و برامون بخواهد...

روز تولدم مراسمی نداشتیم چون که دقیقا همون روز به صرف کله پاچه و جگر خونه خاله دعوت داشتیم...اول تصمیم داشتم که کیک به دست برم خونشون اما خب بعدش به این نتیجه رسیدم که شاید این جوری دخترخاله و پسرخاله رو مجبور به دادن هدیه کنم واسه همین بی خیال خرید کیک شدم...بنابراین تا الان که هیچ هدیه ای نصیب بنده ی حقیر نشده....البته خانواده ام تصمیم دارند که برام یک عدد جشن تولد بگیرن که تا به حال بنده اجازه همچین کاری رو بهشون ندادم ...تا ببینیم خدا چه می خواهد....

5شنبه ای مجددا گوشهامو سوراخ کردم...البته این بار با توجه به اینکه بدنم به هرگونه فلزی حساسیت داره و نمی تونستم گوشواره گوشم کنم و از اون طرف همسر دله تمیز کردن خون و چرکهای سوراخ گوشه منو نداشت دوتا رشته دراز زشت تو سوراخ گوشم کردم به عنوان گوشواره و الان یک عدد زهرای نخ تو گوشم :دییییییی ...اینقدم از این صحنه بدم میاد که نگو اما  خب مجبورم...حداقل تا 3 روز باید این نخ هارو خوب بچرخونم تا سوراخ گوش باز بشه و از این به بعد بتونم با خیال راحت گوشواره های قلبی طلایی مو(تنها گوشواره طلایی که از کل دارایی های طلام به جا مونده) گوشم کنم و لذت ببرم

راستی روز 4شنبه یه سری به خونه مادرشوهر زدیم و با اونها راهی پارک پر>>>واز و البیک اریکه شدیم....البته همون روز کادوی پدرشوهر رو هم تحویل دادیم ...بنده خدا برادر شوهر یه جوری به کتابه نگاه می کرد که نگو...بنده هم دمه گوش فی فی گفتم حالا که اسمه همه تو کتاب هست کاش اسم این بنده خدا رو هم به عنوان یه عامل اجرایی توش می نوشتی .والله به خدا:دی

دوست نوشت:دوستای خوب و مهربونی که تولدم رو اس ام اسی و ف.ب ای تبریک گفتید از همتون یه دنیا ممنونم و می بوسمتون.ایشالا تو خوشیهاتون جبران کنیم ...بوس

خدانوشت:خدایا این روزها نیاز به یه گوشه چشم دارم...خدایا دوستت دارم  و مثل همیشه هوای عزیزانم رو داشته باش

 

/ 29 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرناز

تولدت مبارک چرا به خانواده ات اجازه نمیدی برای تولد بگیرن؟ خودت چرا تولد نمیگیری؟

بهار

تولدت مبارک زهرا جون. [گل]

ســـاینا

زهرا فقط یک کامنت از من رسیده؟؟من چهار تا فرستادم اخه

لیلی

صدالبته که نخ از همه چیز بهتره. اصلا هیچ گوشواره ای ننداز حتی طلا. من خیلی از این بدبختیا کشیدم. ولی نخه خیلی خوب کرد گوشمو. نخ کوک باید باشه ها. بذار مدتها بمونه. خیلی زیاد. تا کاملا خوب خوب شه

ستايش

پس الان خيلي ديدني شدي عزيزم چون من خودم هم اون موقعها از اين نخا به گوش داشتم چون منم حساسيت داشتم اينقدر بدم مي اومد.

لیندا

تولدت مبارک زهرا جون . منم دی ماه باید شمع تولد 30 سالگیم رو فوت کنم . متولد 62 ای ؟ راستی زهرا افرین زرنگ شدی نه به اینکه تا عروسیت گوشت سوراخ نبود . نه به اینکه دو تا دوتا سوراخ میکنی . والا ما که از طفولیت سوراخ کردیم همون یه دونه رو داریم دلشم نداریم برای بار دوم سوراخ کنیم . درد نداره /؟

ســـاینا

نه خصوصی بودن زهرا..عمومی نکن سه تا کامنتها رو

لیندا

دور از جونت زهرا جون . ولی نه یادم رفته بود گفتی گرفته به سلامتی .

لیلی

آفرین بذار یکی دو ماهی باشه. اگه نخ کوک نباشه گوشتو می بُره

سیندرلا

ببخشید که من یادم رفت تولدتو یه روز قبل تولدت یادم بود بیام تبریک بگم فکر کن یه هویی یادم ر فت بعد الان یه هو یادم افتاد که ای بابا این متولد مهر ماه تولدش گذشت که. مبارک باشه تولدت عزیزم برات روزاهای شاد و پر از برکت و سلامتی و شادمانی آرزو میکنم زهرای عزیزم.بوووووووووس.