یهوییه یهویی

چند روزی نبودم...روز 4شنبه به شکل واقعا اتفاقی و یهویی راهی سرزمین های سرسبز شمالی کشور شدیم....یعنی وقتی می گویم سفرمان یهویی بود واقعا یهویی بودااااااااا...یعنی یک چیزی می گویم و یک چیزی می شنوید...فکرکن زهرا سفر برود بدون در نظر داشتن مکان برای اقامت؟؟؟؟فکرکن زهرا بخواهد سفر برود و درست یک ساعت قبل از حرکت چمدانش را ببندد؟؟؟فکرکن زهرا بخواهد سفر برود و همسرش به تنهایی وسایل شخصی اش را بردارد؟؟؟و مهمتر از همه فکر کن زهرا بدون اینکه بداند مقصد کجاست چمدانش را ببندد؟؟؟نه اصلا....

اما می دانید این سفر واقعا یهویی دلنشین بود برایم و برایمان.... این بار ورای لذت بردن از دریای زیبای خزر و آب بازی در امواج زیبای آن ، دو مکان زیبا و جدید را نیز فتح نمودیم!!!  

خوب بود و خوش گذشت...راستش را بگویم قبل از رفتن به سفر دختر خوبی نبودم...چرا که آن خوی بدجنسی و شیطان صفتی زهرا آمده بود و هیچ رقمه هم قصد رفتن نداشتشیطان

می دانید آخر این بار زهرا کمی اخمهایش در هم رفت و به همسرش نالید که دوست دارد سفرش دوتاییه دوتایی باشد ...یعنی زهرا و همسرش دست در دست در ماشین بنشینند و ولوم ضبط را تا آخر بالا ببرند و باهم آهنگ رویای امیر یا***شا را بخوانند و غرق لذت شوند...بعد زهرا دانه دانه گیلاس های دانه درشت را چک کند تا مطمئن شود که مستاجر ندارد نیشخندو بعدترش  تک تک گیلاس های بی هسته را با چاشنی عشق داخل دهان شوهرش بگذارد و هردو باهم غرق لذت شوند...

اما خب نشد ...همسر معتقد بود که این روزها پدر و مادرش هردو روحیه اشان خراب است  و نیاز به تمدد اعصاب دارند و این وظیفه اوست که به عنوان پسر بزرگتر مواظب سلامتی آنها باشد ...راستش را بخواهید همسر درست می گفت خب...این روزها پدرشوهر و مادرشوهر خسته اند ...خیلی خسته و امیدوارم که زوووووووود خستگی از تنشان برود که برود...می دانید که برای پدر و مادر سخت است گرفتاری فرزندشان را ببینند...

البته زهرا این چیزها را خوب می دانست اما خب وقتی خوی شیطان صفتی یک نفر سراغش بیاید میاید دیگر...نه؟؟؟

اما می دانید زهرا هم کمی حق دارد خب...ندارد؟؟؟

پ.ن:ماشاالله چقد پست گذاشته اید این دو روز ...باید برم وبخوانمتان...بوووووووس

پ.ن:ممو خانوم من چطور برای شما کامنت بذارم.هاین؟؟؟خب دختر می خواهیم برایت کامنت بگذاریم چه کنیم؟؟؟؟؟؟؟البته بدان و آگاه باش که می خوانیمت...از طرف من ببوس لپ های گلی نی نی را...

پ.ن:ان شاالله به زودی سفرنامه  به همراه عکس در این مکان نصب می شود...البته به زودی که می گویم یعنی شاید تا آخرهفته

/ 37 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ســـــــاینــــــــا!.

سفرنامه همراه با عکس!!! شوخی میکنی زهرا؟؟؟جدی میخوای واسمون عکس بزاری؟ سیندخت باید خبر کنم

ســـــــاینــــــــا!.

سفر یهویی خیلی می چسبه..من کلا سفر دوست دارم..دو ماه یه بار یه سمتی نرم افسرده میشم... ایشالله همیشه به گردش و سفر

ســـــــاینــــــــا!.

زهرا تو خوبی واقعا خوبی که این اخلاق داری. اما سفر دوتایی واقعا برای زن وشوهر لازمه اینو جدی بهت میگم.من خودم عاشق تو جمع بودن و تو گروه بودنم اما همیشه سعی میکنم هرچقدر سفر خانوادگی داریم سفر دونفره هم داشته باشیم. یه چیزم دوستان بهت میگم امیدوارم ناراحت نشی...زهرای تو تمام دفعاتی که با خانواده همسرت سفر رفتی همه بچه ها امدن اعتراض کردن که خوب نیست و تو در پاسخ همه گفتی که وقتی خانواده همسرت ازت تشکر کردن و تو خوشحال شدی که دوتایی نرفتین..مثل کامنتهای همین پستت و همه کامنتهای پستهای سفرنامه دیگه ات. پس واقعا از این وضعیت ناراضی نیستی که سعی در تغییرش داشته باشی. اینجا باید گفت مهم احساس لذت از زندگی هست که تو با خوشحال شدن اونها این حس داری دوستم. پس دیگه بقیه اش مهم نیست نباید بهش فکرکرد[چشمک]

ســـــــاینــــــــا!.

منتظر عکسهات هستیم[قلب]

الهه و همسری

ایشالا همیشه به سفر و خوشی باشی خانوم ولی ما بی صبرانه منتظر عکس ها هستیم من به خاطر شرایط خانواده خودم بارها شده که با اون ها رفتم سفر و گاها هم به خاطر اینکه دل خانواده همسری رو به دست بیارم شاید در سال یک بار هم با اونها برم ولی در کل از چند بار سفری که طول سال داریم حتما حتما یه چند تاییش باید دو نفره باشه به نظر من نیازه

ازي

خانم عجب از اين ورا.غيبتت اين سري زيادي طولاني بود.عزيزم هميشه به سفر البته دوتايي و عشقولي.زهرا جون اكر اشكال نداره عكس خودتم بزار روي ماهتو ببينيم.

ازي

خواهش ميكنم البته حق با شماست بابت عكس.ما نديده ام دوست داريم

شکوه

زهرا چرا رمزی کردی پستاتو؟[گریه]

غزل

زهرا جون رمزي چراااااا[گریه]

بهاره

من سفر نامه 3 رو نخوندم ميشه رمز داشته باشم.