امتحان و آلو اسفناج

از 5شنبه تا حالا سرما خورده هستم...البته روز 5شنبه سردرد شدید داشتم که ایشالا هیچ بنی بشری تجربه اش نکنه...اول فکرکردم شاید این سردرد لعنتی که باعث شده بود جتی استخونهای دور چشمم درد بگیره به خاطر هوای آلوده شهرمه اما خب وقتی روز جمعه یهو صدام گرفت و هی داغ و داغ و داغتر شدم متوجه شدم که نخیررر سرما خوردم:((((البته که خودم فکرمیکنم آنفولانزا بود چون که تمام استخونهای بدنم تیر می کشید....نتیچه اینکه در حال حاضر یک عدد زهرای سرماخورده ی صدا قشنگِ سرفه ای در خدمتتونه....البته دو روزی هم هست که همسر عزیزدلم در حال دست و پنجه نرم کردن با این ویروس لعنتیه و دیروز هم انگاری مامانم بهش مبتلا شده بود....راستش تو این چند روز به این نتیجه رسیدم که من فقط بار اضافی رو دوش خانواده ام هستم و به درد هیچ چیز دیگه ای نمیخورم:(((((...آخه روز شنبه که حالم به شدت نزار بود مامان با زور اومد دنبالمو منو برد خونشون...دو روز کامل فقط استراحت کردم و متاسفانه ویروس لعنتی رو به جونشون انداختمو اومدم....همش هم نگران بابا هستم...چون با عملی که بابا انجام داده اگه خدایی ناکرده سرما بخوره تازه شروع مشکلاتشه...خدا کنه حداقل بابا سرما نخوره و مامان هم زودی خوب شه

...................................................................................................................

5شنبه هفته پیش آخرین روز از جلسه ترم اول ارشد بود...و در حال حاضر خیر سرم تو فورجه هستم و اگه شما درس خونده باشی منم درس خوندم...راستیاتش بعد از 8 سال فاصله از دانشگاه و  درس خوندن یکم درد داره بشینی و درس بخونی و اون همه کتاب قطور رو وارد مخ آکبند بکنی...خدا ایشالا کمکم کنه بتونم این ترم رو به خوبی و خوشی و با نمره های بالا پاس کنم بره که آبروم پیش همسر حفظ شه...راستیاتش بدیه درس خوندن با همسر همینه که یه حس رقابتی برای اون پیش اومده و بدبختانه اینه که بنده یه همسر بسیار سخت کوش دارم که همیشه دوست داره هرکاری رو به بهترین شکل ممکن پیش ببره و این کار منو سخت میکنه....فکرکن برای یک پروژه معمولی چنان کاری تحویل داد که استاد تازه از کانادا اومده فکش باز مونده و  از همسر خواسته بود که پروژه رو به طور کامل ایمیل کنه تا مطلب رو  سر کلاس درساش ارائه کنه...یعنی مطلبی که در آورده بود در این حد کامل و نو بود..خب الکی که نیست برای همون پروژه به بیش از 100 سایت خارجی سر زده بود و ترجمه انجام داده بود...بعد فکرکن من تو این مدت اصلا وقت درس خوندن نداشتم...خلاصه که دعا بفرمایید به خوبی و سربلندی از پس امتحانات زشت بربیام

....................................................................................................................

از وقتی پاییز شد و بازار اسفناج خرون و پزون داغ شد بنده که خانم خونه باشم 2 مرتبه خورشت آلو اسفناج(با گوشت ببعی) پزوندم....بعد شما فکرکن آلوهاشم بسیار ترش بود دیگه خودتون تجسم کنین چه خورش آلو اسفناجی شده اون خورشت آلو اسفناجها...فکرکن همسر که تا به حال همچین غذایی رو تجربه نکرده بود(آخه مادرشوهر اهل پختن همچین غذاهایی نیست)به شدت عاشق این غذا شد و دستور  پخت چند باره اشو بهم داد...ایشالا این امتحانا که به خوبی و خوشی تموم شه باید مجددا دست به کار شم

......................................................................................................................

میگم چرا این همه کمرنگ شدین؟؟؟؟به جز چند نفر که پیوسته می نویسن هیشکی دیگه نمی نویسه.چرا؟؟؟؟؟یعنی دیگه منم ننویسم؟؟؟؟؟در اینجا رو تخته کنم و برم؟؟؟؟

خدانوشت:خدایا به همه تن سالم و دله خوش اعطا کن که تویی مهربان ترین مهربانان

 

/ 19 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستايش

من مطمئنم تو مي توني كه خيلي بهتر از همسر خان باشي عزيزم . اميدوارم كه خيلي زود خوب بشي گلم.

سارا- آغاز راهی دیگر

این ویروس که کل اعضای خانواده ما رو هم از پا انداخت ... خیلی مواظب باشین ... درس هم میگذره ... اصلاً با همسر وارد گردونه رقابت نشو ... آرامش و لذت ببر از همه چیز ... من که کلآً بی عار شدم توی همه چیز ...

نسیم

سلام زهرا جون.....ایشالا امتحانا به خیر بگذره....واقعا پشتکار داری که درس میخونی...آفرین به ارادت.... میگما..خودتم که خیلی کمرنگی ...ماهی یه بار یا دوبار مینوسی جوجه

ويدا

زهرا كجايي؟بيا بنويس ديگه نري دو باره حاجي حاجي مكه

سپیده

زهرا انفولانزا وحشتناکه ..... امتحانات وحشتانکتر ..بی استرس امتحاناتو بگذرون .... انشالله موفق میشی وقت ازادت نسبت به همسرت کمتره به هر حال ... موفق باشی ...من عاشق الو اسفناجم ...خیلیییییی حس خوبی داره

کیجا

وای بلاخره اومدی ایشالله امتحانات رو عالی میدی

روناک

زهرا جون خداروشکر ابن بیمازی ها دست از سر شما برداشتن.ایشالا امتحاناتت عالی برگزار شه.عزیرم خودتو در صورتی با همسر مقایسه کن که مشغله هاتون یک جور باشه که اینطور نیست.تو در خد خودت عالی هستی زهرا جونم

نگااار....

[آخ زهراااا...تو جه روزای پرفشاري گذروندي دخترررر...[نگران] خيره ايشالاو بلا دوووره...الهي از اين به بعد هر چي هست خوشي و ارامشه.... امتحانم ميگذره ديگه ....سخت نگير ..ناپلوئوني پاس کن برهههههه [نیشخند]

نگار...

آخ زهراااا...تو جه روزای پرفشاري گذروندي دخترررر...[نگران] خيره ايشالاو بلا دوووره...الهي از اين به بعد هر چي هست خوشي و ارامشه.... امتحانم ميگذره ديگه ....سخت نگير ..ناپلوئوني پاس کن برهههههه [نیشخند]

الهه(جون جون)

سلام برخانوم درس خوووون[دست]بابا سخته کدبانو بودن ودس خوندن خداقوت ایشالا مامان هم تاحالا خوب شده باشن