گردو گردو شیکستم چی رو؟؟؟

دو تا از انگشتای دستم بریده...یکی اش موقع پوست کندن پیاز با اون چاقوی تیزی که همکارم از زنجان برام سوغاتی آورده و اون یکی انگشتمم موقع شکستن 200 تا دونه گردویی که خریده بودیم...دیروز کارم شده بود این که گردوهارو بشکنم و بر اساس رنگ و اندازه جداشون کنم و تو ظروف مخصوص جاشون بدم ...فکر کن 3 مدل گردو بسته بندی کردم...یک بسته مغر گردوهای تیره رنگ بود که برای استفاده فسنجون بود...یک بسته گردوهای کرم رنگ درشت که نشکسته از پوستشون درآورده بودمشون برای وقتهایی که مهمون دارم و معمولا چیزهای خوشگل برای مهمونها هست!!!!و یک بسته هم مغز گردوهای کرم رنگ خوشگل که موقع درآورن از پوست چند تکه شده بودن مخصوص استفاده روزانه برای صبحانه و معجون و گذاشتن اون لای خرما....

بعد از ازدواجم این اولین باری بود که گردو با پوست می خریدیم...راستش همیشه خدا گردوی مغز شده جزو سبد خرید خونه ما محسوب می شد اما این بار یهو دلم خواست که خودم گردو بشکنم که البته سعی میکنم  این آخرین باری باشه که از این غلطهای اضافی میکنم:دیییییی

راستش تا حالا نمی دونستم شکستن گردو تو آپارتمان تقریبا غیرممکن هستش ...  .مخصوصا که طبقه پایینی یک بچه کنکوری هم داشته باشه که اگه یه روز مهمون تو خونه باشه یه جورایی به آدم تذکر میده ...خلاصه که با خرید این گردوها مجبور شدیم یه دونه از این گردو شکن ها هم برای خونه بخریم :))))

خدا خیر بده به مخترع این وسیه به درد بخور که هم کار ما رو راحت کرد و هم شر همسایه پایینی رو از سرما کم....

جمعه هم یهو تصمیم گرفتم که سرو سامونی به کابینت مخصوص ادویه هام بدم ...یعنی این کابینت مخصوص ادویه ها این روزها شبیه عطاری شده بس که انواع واقسام گیاه های خشک توسط همسر خریداری شده و بیش از یکی دوبار هم استفاده ای ازشون نشده...از پونه کوهی گرفته تا دم گیلاس!!!!!!!!!!!!!نتیجه اش این شد که 4تا شیشه ادویه دادم بیرون ...فکرکن زردچوبه و چوب دارچین  و عناب های زیادی رو که  داشتم جمع کردم دادم به خانواده عزیزم و یک شیشه برگ بو هم داشتم که دادم به زن داداش خانومم که معمولا تو پختن مرغ و گوشت ازش استفاده می کنه ....خدایی به من بود اون دم گیلاس ها رو هم می ریختم بیرون تا کابینتم یه هوایی بخوره اما خب همسر خشمگین بالای سرمن ایستاده بود و اجازه نمیداد دست از پا خطا کنم:))))البته که هنوز یه خروار آرد گندم و آرد برنج و نشاسته تو یخچال هست که باید یه فکری هم به حال اونها بکنم:)))

البته این کابینت گردانی به جز اینکه کابینتم رو از اون حالت شلوغی خارج کرد یه مزیت دیگه هم برای من داشت و اون این بود که دو شیشه بزرگ آلو سیاه خشک هایی رو که از مشهد خریده بودیم و یادم رفته بود اون تو جاسازی کردم رو یافتم ...حالا هر روز صبح 7 الی 8 تا از این آلوها رو میریزم تو آب و بعدازظهرها وقتی از سرکار برگشتم دونه دونه آلوهای ترش رو بغل لپم میذارم و از زندگانیم لذت میبرم:))))اووووووم

 

 

/ 23 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آمارین

به به چقد من گردو دوس ميدارم. امسال که ما نخريديم.[ناراحت] دم گيلاس براي چي؟ دم البالو رو شنيدم براي کليه خوبه اما گيلاس رو نه

قاصدك

نه بابا فلزي بود مثلا .. گردو ها انگار گـــــــــــــــــــــــــردووووووو بودن [چشمک]

سیندخت

انواع و اقسام آلو دارم خیالت راحت، نوش جون... برگ بو به درد خیلی چیزای دیگه هم می خوره دختر... نه فقط مرغ... شایدم من اینطوریم، که هر چی رو توی هر چی می ریزم :)) عناب رو میشه توی چای معمولی هم ریخت؟ که با اون دم بشه؟ بد نمیشه؟ فرنی که رژیمو به هم نمی زنه، ای بابا، باز تو شروع کردیا!

leila

نوش جان ماشالله اینقدر با اشتها می نویسین که آدم هوس می کنه.

بهاره

ما پارسال یه عالمه گردو خریدیم. درست مثل تو من منم شکستم و بسته بندی کردم. الان همشون تموم شده! یه مقدار هم گردو نشکسته داریم می دونم اگه مغز گردو بخرم دیگه اینا میمونه. میگن گردو وقتی از پوست درمیاد خاصیتش از بین میره به خاطر همین من با پوست نگه میدارم.

الهه(جون جون)

اما ما با گردو میشکنیم به روش سنتی [نیشخند] همسایه پایینی مون معمولا نیستیش ..یه زن تنهاست ..ما هم سو استفاده میکنیم خب [خجالت] به به چه آلویییییییییییییییی دهنم آب افتادینگا

مموی عطربرنج

مواظب باش زهرا...این آلو سیاها بد جوری چشمک می زنن ها!

فرخنده

سلام خانم خوبی؟براتون کامنت خصوصی گذاشتم.

غزل

من عاشقه الو هستمممممممممممم