اخراج شدم به همین راحتی

روز سه شنبه دعوای شدیدی با مدیر واحدمون کردم و نتیجه اینکه اخراج شدم...فکر کن آدم بخواد کار خیر کنه و به جای همکار مریضش وایسه آخر سرهم اخراج شه....به همین خاطر روز 4شنبه و شنبه اداره نیومدم اما امروز مجبور بودم بیام و کارهای عقب افتاده رو انجام بدم...حالا اگه مرتیکه بی شعور بیاد و ببینتم واویلاست....

موضوع به حدی بی ارزش هستش که روم نمیشه حتی در موردش صحبت کنم...شاید کلا از این واحد برم و شاید با توجه به وضعیته استخدامیم دیگه اصلا نتونم جایی مشغول بشم و نهایتا خونه دار بشم...

به خاطر همین این روزها اصلا شرایط مناسبی ندارم...تو این هاگیر واگیر همسر رفته ماموریت...شاید اگه حرفها و دلگرمیهای همسرم تو این مدت نبود تا حالا دیوونه شده بودم..خدا خیرش بده

دوستای خوبم میشه ازتون خواهش کنم تو این روزها دعای خیر برای من یادتون نره؟؟شدیدا نیازمند دعاهاتون هستم

روشن جان دوسته خوبم ممنون که به یادم بودی...نمی دونی با شنیدن صدای گرمت چه جوری خوشحال شدم...ان شاالله خدا خوشحالت کنه دوستم

خدانوشت:خدایا خودت می دونی من همیشه توکلم به خودت بوده..خدایا بهترین ها رو برام رقم بزن..همه امیدم به خودته...

خدانوشت:خدایا همه مسافرا رو در پناه خودت حفظ کن..خدایا خودت مواظب همسرم باش

همسرنوشت:زودی بیا...با دست پر بیا...دعا تو حرم امام رضا یادت نره...ان شاالله همیشه تنت سالم باشه و دلت خوش...

 

/ 53 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ویدا

وای عزیزممممممممممممممممم . خیلی ناراحت شدم . ادم نمیدونه چی بگه از دست این مدیزای بی ملاحظه . توکل به خدا . ایشالا همسریت به سلامت برگرده

خانم خانما

دوستم ایشالا درست بشه... خیلی ناراحت شدم

الهه(جون جون)

[ناراحت]امیدوارم به خیر بگذره بیا یه خبری ازخودت بده .. چی شد؟؟؟؟؟

ملیحه

چی شدی دوستم؟ امروز اومدی سرکار؟ برات نگرانم عزیزم....

شقایق و حبیبی

سلامممممممممممم زهرا جونم الهی من قربونت برم میدونم الان چه حسی دارییییییی واسه خودم هم از این اتفاق ها افتاده .ادم تا ته دلش میسوزه و از طرفی هم خوب الان که زنو مرد با هم کار میکنند باز زندگی ها لنگه و به قول خودت هم کو کار خوب تا بیای یه کار خوب با یه حقوق مناسب پیدا کنی کلی ادم عقب افتاده ولی اشکال نداره زهرا جونم شاید یه حکمتی چیزی توش بوده عشقممممممممممم خاک بر سر این ادمایییییییییییی احمق به خدا سر همه نمازام به یاد تو هستم و مطمئن باش همون جور که برای حبیبی دعا میکنم یه کار خوب گیرش بیاد برای تو هم دعا می کنم زهرا ی گلمممممممممممممم

روشن

عزییییییییییییزم دیروز سر افطار برات دعا کردم. غصه نخور. خدا بزرگه

جوجو

اخه چرا؟ ای بابا ای کاش میگفتی واسه چی؟