لابه لای نامه ها

بالاخره امتحانای آقای همسر هم تموم شد و خیال ما از این بابت راحت شد...البته که از دیروز مجددا خیلی زود از خونه زدیم بیرون و باز امروز باید تا بوغ سگ منتظر بمونم که آقا فی فی با رخشش بیاد دنبالمو دوتایی باهم بریم خونه...خداروشکر

......................................................................................................

پریروز از اون آقا فرغونیه محلمون یه عالمه سبزی خوردن تازه و اسفناج تپلی خریدم و راهی خونه شدم...دلم برای مشت مشت سبزی خوردن تنگ شده بود....هیچی دیگه یه ربعه همه سبزی ها رو پاک کردم و تو آب سرد و سرکه شناورشون کردم...حیف و صد حیف که دستام به آب حساس شدن وگرنه که هر روز هر روز سبزی خوردن تازه می خریدم و با هر غذا مشت مشت می خوردیم و کیف می کردیم...البته که این روزها کاهو جزویی از مخلفات سفره خونه ما شده...هر شب یه سینی کاهو ریز میکنم و به همراه یه عالمه گوجه و خیار و پیاز و لیمو ترش حلقه حلقه و کلی هویج رنده شده...این جوری هم سفره مون رنگی رنگی میشه و هم سبزیجات لازم به بدنمون میرسه ...فقط بدیه کار اینه که سس مایونز رو سالادم میریزم و این جوری اشتهام صد برابر میشه

...................................................................................................

مدتها میشه که به شدت لباس و کفش لازمم...دلم یه بوت خوشگل و بلند می خواهد....یه مانتو و شلواری اداری ایضا مانتو و شلوار بیرونی و لباس خونگی لازمم....خلاصه که اگه بشه 5شنبه باید برای یه سری خرید راهی مراکز خرید شیم...البته که اگه بشه و این اداره بهم اجازه بده

.....................................................................................................

پ.ن:همین الان بهم خبر رسید که فردا یه جلسه مهم داریم و بنده راس ساعت 7 باید اداره باشم...البته که قرار بود یکی از همکارها بیاد اما من خودم داوطلبانه خواستم که جلسه فردا رو من شرکت کنم.....آخه از هفته آینده 5شنبه کلاسهای من شروع میشه و از این به بعد نمی تونم برای برنامه های 5شنبه اداره بیام

........................................................................................................

آتیه نوشت:این پست رو فقط به خاطر تو و برای گرم نگه داشتن وبلاگستون نوشتم وگرنه که امروز سرم به شدت تو اداره شلوغه و از لابه لای کارهای اداری این پست رو نوشته شده

دوستان نوشت:دوستای خوشگل وبلاگی تورو خدا بیاید حتی یه خط شده از حال و هوای این روزهاتون بنویسین...نذارین محیط وبلاگستون سرد بشه

.............................................................................................................

خدانوشت:خدایا این روزها حضور مهربونت رو بیش از پیش درک میکنم...همچنان احتیاج به آغوش گرمت دارم...خدایا عزیزانمو در پناه خودت حفظ کن

 

/ 11 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
llll افکت llll

دستهايت که مال من باشد هيچکس مرا ....دستِ کم نخواهد گرفت به گالري عکس ما هم سر بزنيد منتظرتم http://efect.ir

تبادل لينک

با سلام خدمت شما مدير محترم وبلاگ.اگر ميخواهيد بازديد سايت يا وبلاگ خود را به صورت فوق العاده اي افزايش دهيد.ميتواند به صورت کاملا اتوماتيک و رايگان لينک سايت خود را در سايت زير ثبت کنيد و بعد از آن بازديد خود را به صورت فوق العاده اي افزايش دهيد.

روناک

زهرا جون من کامنت دادم برای پست قبلت عزیرم نرسیده انگار....من خیلی دلم مبخواد اپ کنم ولی پوپی نمیزاره سر لبتاب برم وفتی هم خوابه اونقدر کار عقب افتاده دارم و ایمیل نخونده و کارهای سایت هاو.... که هیچی.با گرشی هم نمیتونم خوب تایپ کنم ولی حالا اگه برسم یه پست کوچولو میزارم حتما

آمارین

الان که فصل نارنجه کاهو رو با نارنج بخور ببین چقد خوشمزه س. سس مایونز خوشمزه نیست اونقدرا

روناک

الان جواب کامنتت رو دیدم هههه نه زهرا جون من وایبر باز نشدم از من هم به تو نصیحت تو هم نشو.چون خیلی الکی و بیهوده وفت ادم رو تلف میکنه من دو سه تا گروه فامیل و بچه هلی مدرسه و ...عضوم .یه گروه مادرانه هم هست که درسته کاربردیه ولی بیشترش اتلاف وقته.من که دارم سعی میکنم کنار بزارم. ولی تو گروه بچه هلی وبلاگی نیستم خداروشکر[خنده]

مموی عطربرنج

عزیزم...از اینکه همیشه می نویسی خوشحالم! این روزا خیلی شلوغم اما به یادتم! به یاد تو و سالادها و تلاشت برای زندگی زهرا جان...گی بوسمت...

آفرين

[گل]

ستايش

حتما سري به مراكز خريد بزن بعضياشون حراجاي خيلي خوبي زدن برو كلي كيف كن من به خودم اين خريد درماني رو تزريق كردم.

نسیم

سبزی خوردن عالیه...نوش جونتون.... ایشالا زودی بری خرید و یه عالمه لباس خوشگل بخری....

منم ليلى

خوب مى کنى مى نويسى عزيزم سبزى رو با سرکه مى شورى؟