مرسی که هستید

یه عالمه نوشتم پرید....همون پست خصوصی بود که قرار بود بنویسم اما نمیدونم چی شد که پرید...راستش الان حالشو ندارم عین اون 4 کیلومتری که نوشته بودم رو بنویسم اما در اولین فرصت حتمی می نویسم داستان اون حرف و حدیثایی که پیش اومد رو

غرض از نوشتن این پست این بودکه بگم مرسی که هستید.مرسی که این همه مهربونید و خدارو شکر بابت داشتن همتون.ایشالا تو خوشیتون جبران کنم

و یه تشکر ویژه از دوستایی که تو این پست روشن شدن تا من بدونم چند تا مهربون وبلاگ منو می خونن...

خلاصه که مرسی مرسی مرسی ماچبغلقلب

 

 

/ 0 نظر / 17 بازدید