می نویسم به خاطر شما

امروز صبح خودم اومدم اداره ...راستش از وقتی فاصله خونه تا اداره کم شده گاهی اوقات خودم با تاکسی و گاهی اتوبوس راه اداره رو میام و میرم ...آخه ساعت کاریه منو همسر باهم متفاوته و طفلی همسر مجبوره زودتر از من بره سرکار ...منم که خواب آلو...نیم ساعتم  بیشتر بخوابم برام نیم ساعته ....هیچی دیگه تا از در خونه زدم بیرون دونه های سفید برف رو گونه هام نشست و منو شکر گذار کرد ....یعنی هی راه اومدم هی گفتم خدایا شکرت...این روزهای آلودگی هوا به شدت آزار دهنده بود...خدارو هزارن مرتبه شکر

........................

این روزها کارهای اداره به شدت زیاد شده ...یعنی گاهی تو اداره وقت سرخاروندن هم ندارم....از اینکه تو اداره آچار فرانسه هستم حس خوبی ندارم...گاهی اوقات دوست دارم بزنم زیر همه چی و یا از این اداره برم یا خیر سرم برم بشینم تو خونه و خانه دار شم....هرچند که اگه بخواهم هم فعلا نمیشه ...با این همه قسط و قرض و قوله ای که ما داریم این اجازه رو به ما نمیده که بخواهم به خانه دار شدن فکرکنم ....و البته این روزها زهرا به شدت نیاز به آرامش داره ...کاش میشد یه پولی جور کنیم و بریم کیش ...یعنی دوست داشتم حتی شده پول قرض کنیم و بریم اما خب با خودم فکرکردم حالا پول هم قرض کردیم و رفتیم سوغاتی خریدن خودش یه معضله بزرگه ...فکرکن اون دفعه که کیش رفتیم چیزی اندازه خرید بلیط و رزور هتل برای سوغاتی دادیم ...کاش میشد این سنت خرید سوغاتی رو ور بندازیم .....

............................

هفته پیش به شکل کاملا یهویی 20 تا مهمون برام اومد .فکرکن تو خونه ریزقیلیه ما 20 تا مهمون هم دعوت بشه ...اونم با آشپزخونه کوچیکه من با اون گاز رو میزی مزخرفش که بیشتر از دوتا قابلمه روش جا نمیشه ...5شنبه هفته پیش بود که یکی از پسرخاله هام که به خاطر استراحت مطلق خانومش تو دوره بارداریش نمی تونست بیاد خونه ما برای آوردن چشم دیدنی با بنده تماس گرفت که بیاد ...خب از سر ادب برای شام دعوتشون کردم و اون هم قبول کرد...فکر کن ساعت 2 بعدازظهر 5شنبه برای شام مهمون دعوت کنی اونم با وضع خونه ای که سگ می زنه و گربه می رقصه ...هیچگونه وسیله خورد و خوراکی هم تو خونه نداشتیم ...یعنی اوضاعی بودا.منم برای اینکه خیاله خودمو راحت کنم زنگ زدم دوتا دخترخاله و خاله ام رو هم دعوت کردم به اضافه خانواده خودم...درسته که اون شب به شدت خسته شدم اما خب خداروشکر به مهمونا حسابی خوش گذشت ....شام هم همه زو از رستوران محبوبم هانی تهیه نمودم ...کباب .خورشت قرمه سبزی .خورشت فسنجون و ماکارونی و برنج سفید و سالاد الویه رو هم تو خونه خودم تهیه کردم.به اضافه ژله بستنی و کرم کارامل و سالاد فصل .....البته شما فکرکن با دور تند خونه رو هم دسته گل کردیم .بله همسر هم همچون فرشته ی نجات به کمکم شتافت....

....................

آی خانومای کارمند گاهی اوقات تو یه روز کاری به خودتون و همسرتون مرخصی بدید و به کارهاتون برسید و بعد بیشتر وقتتونو به خودتون اختصاص بدید ...دوشنبه از اون روزهایی بود که منو همسر هردو مرخصی گرفتیم و تو خونه نشستیم .هرچند که صبحش کلی کار داشتیم  و حسابی دوندگی کردیم و البته گاهی هم چشمای من اشکی شد اما خب سر ساعت ناهار دوتایی دست در دست یه سر رفتیم البیک و مرغ خوردیم و حرف زدیم و بهم قول دادیم که همیشه در کنار هم بمونیم که نذاریم سختی های زندگی مارو از پا دربیاره...بعد از اون هم یه سر رفتیم میدون تره بار و کلی خرید کردیم تا در روزهای آتی که تعطیلات در راه بود یخچال خونمون خالی نمونه و میوه داشته باشه و بعد از  اون برای اینکه حاله روحیه من خوبه خوبه خوب بشه به سرعت برق و باد راهی هایپر استار شدیم ....وقتی کلی خرید کردم...وقتی هرچی دلم خواست ریختم تو ترولی .کلی حالم خوب شد ...بعدشم برخلاف همیشه که مادرشوهر زنگ میزد و دعوتمون میکرد خودمونو انداختیم خونه مادرشوهر ....و چه کار خوبی کردیم که این کارو کردیم چون با اون اوضاع روحیه من رفتن به خونه خودمون اشتباه محض بود

.........

دوستان نوشت:ممنونم که به یاد منید ...ممنونم به خاطر این همه مهربونیتون

راستی فردا متعلق به امام رئوف.امام رضاست.تورو خدا اگه تو این روزها دلتون گره خورد به ضریحش مارو هم یاد کنین ...ممنونم.بوووس

خدانوشت:خدایا همیشه توکلم به خودت بوده .در همه لحظات زندگیم همیشه وجودتو به من نشون دادی.خدایا باز هم منتظر نشونه ای از طرف تو هستم...خدایا دستامونو بگیر...خدای مهربانم به عزیزانم سلامتی و دله خوش عنایت کن.ای مهربونترین مهربونا

/ 22 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساقی

باید از یه جایی برای حذف سوغاتی اقدام کرد من شروع کردم و شدنی است هر بار از یه خانواده برای یکی بیار با این خرج و مخارج کسی توقعی نداره خودمون باید شروع کنیم

همه کس

آچار فرانسه ......اوه اوه یه پپسی هم واسه خودت وا کن ...آچار جون این شیر گاومون شل شده بیا و سفتش کن.......هههههههه....گفتم که خوب تحویل میگیری خودتو.........مواظب شست پات باش قسط و قرض رو میدونم چیه ولی (قوله) رومشخص کن ببینم این دیگه چیه نکنه از عواقب آچار پیچ گوشتی بودنته..... یه چیزی بگم بهت بر نخوره دوباره.... ..اگه به جای این دوره مهمونیا و نمیدونم سوغات خریدنای الکی و بالا بردن توقع اطرافیان و خرجای چرند و پرند....و تشریفات بیخودی ........ بیشتر بفکر دخل و خرج باشی و اهل حساب و کتاب باشی .......... خونه دارم میشیید..جدی میگم .........گفتم که اهل پز دادن و این حرفایی و نمیتونی جلوی خودتو بگیری ...... بعدشم نخواستیم واسه ما آرزو کنی و خودتو آدم خوبی نشون بدی ..........همونی که هستی باش .........ماسک رو بر دار [نیشخند]

فیروزه

این روزها که هوا دیر روشن میشه صبح زود بیدار شدن عذابه واقعا . می تونم تا 8 بخوابم ولی دلم نمیاد عزیز مهربون تنها صبحانه بخوره و بلند میشم که راهیش کنم . بعدشم دیگه خوابم نمیره و مشغول کارای خونه میشم که 8 و نیم برم سر کار . قبل محرم جات خالی رفتیم کیش . ولی اصلا مثل قدیم نبود . جنس ها همه به درد نخور . پشیمون شدیم از رفتنش . می تونستیم با این هزینه ای که کردیم جای دیگه ای بریم . فقط استراحت و تفریحات شاد مثل کنسرت و شو های شبانه و کشتی و قایق و این چیزا . باورت میشه فقط 1 بار رفتم پردیس و فقط هم 4 تا جوراب خریدیم؟ البته یه برند (سورینت) دیدیم که اسپری با بوی عطرهای معروف داشت (مربوط به آقای ب. ز. که این روزا حرفش زیاده همه جا [نیشخند]) و قیمتش خیلی خوب و مناسب بود . برای سوغاتی اسپری خریدیم برای همه .

فیروزه

این روزها که هوا دیر روشن میشه صبح زود بیدار شدن عذابه واقعا . می تونم تا 8 بخوابم ولی دلم نمیاد عزیز مهربون تنها صبحانه بخوره و بلند میشم که راهیش کنم . بعدشم دیگه خوابم نمیره و مشغول کارای خونه میشم که 8 و نیم برم سر کار . قبل محرم جات خالی رفتیم کیش . ولی اصلا مثل قدیم نبود . جنس ها همه به درد نخور . پشیمون شدیم از رفتنش . می تونستیم با این هزینه ای که کردیم جای دیگه ای بریم . فقط استراحت و تفریحات شاد مثل کنسرت و شو های شبانه و کشتی و قایق و این چیزا . باورت میشه فقط 1 بار رفتم پردیس و فقط هم 4 تا جوراب خریدیم؟ البته یه برند (سورینت) دیدیم که اسپری با بوی عطرهای معروف داشت (مربوط به آقای ب. ز. که این روزا حرفش زیاده همه جا [نیشخند]) و قیمتش خیلی خوب و مناسب بود . برای سوغاتی اسپری خریدیم برای همه .

همه کس

ههههههههه .........باید میگفتی تو سری خور شرکتم نه آچار فرانسه .........آچار فرانسه یعنی کار بلد و کار درست ولی اینی که تو هستی یعنی تو سری خور .آره گلم............ بعدشم چرا همه چیو قاط میکنی با هم ...........من نگفتم الان مسافرتی بلکه منظورم کلی بود ......بوفهم گلم........ اتفاقا پستا تو خوب میخونم ........و اینم بگم که من جبر رو به هیچ وجه نمیپذیرم...........و پیشنهادتم رد می کنم و کماکان میام و پستاتو می- خو - نم..............و باید بگم عینک من واقعیت بینه ....آره گلم...........من اگه نیام دلت تنگ میشه واسم...........بخاطر خودتم که شده میام دیگه التماس نکن............. دوباره میام............منتظرم باش

همه کس

میبینم که کم اوردی و با یه جواب آبکی همه چی رو ماست مالی کردی................ آچار جون چه بخوای و چه نخوای نظرمیزارم............نیاز به تشکر شما هم ندارم.............. [نیشخند]

همه کس

په نه په فقط تو بنده خدایی ............... خوشم میاد ازت.............دوست دارم دیگه .............خوبه که دلت واسم میسوزه ..........مواظب باش از سوزش زیاد جیز نشی [نیشخند]

همه کس

خیلی خیلی خیلی با حالی ............کلا خوشم میاد ازت..................................[نیشخند]

همه کس

میرم یه جای دور شاید چند روز دیگه برگشتم..منتظرم باش..........میام دوباره و اساسی با هات میحالم..............[ماچ]

همه کس

س ...شانس آوردی نت گیرم اومد و 2باره اومدم......چرا نیام .خیلی بدی .......چرا انتقاد پذیر نیستی...........این همه به به و ه چه برات میکنن.......بزا یه نفر هم نقد کنه.........[گریه]