بعد از مدتها

سلام مرا با صورتی تاول زده و قرمز و سرفه هایی عجیب و غریب پذیرا باشید...بله بله از هفته پیش تاکنون سرمایی خورده ایم بس عجیب...یعنی شما بگویی خبری از آبریزش و گلو درد و سردرد باشد،نیست اما تا دلتان بخواهد سرفه هایی می کنم بدصدا و خشک...حال نمیدانم مسبب این سرفه ها  آلودگی هوای لعنتیست یا به نوعی سرماخوردگی عجیب و غریب مبتلا شده ایم و خودمان خبر نداریم..از دیروز هم اون تاولهای قرمز و دردناک مجددا روی پوست صورتم پدیدار شده...البته هربلایی سرپوستم بیاد حقمه به خاطر اینکه آقای دکتر دستور فرموده بودند که تو آبان ماه برای گرفتن نسخه جدید خدمتشون برسم که متاسفانه بی خیال شدم و الان صورتم این شکلی شده...حالا دلیل اینکه پیش دکتر نرفتم چی بود؟؟؟راستشو بخواهید نمیدونم چرا تا زمانی که پمادها و لوسیون ها رو رو صورتم می مالم پوستم خوبه اما خدا نکنه 2 روز بی خیال مالیدن پمادها بشم دیگه نمیشه پوستمو دید بس که تاول میزنه و بد نما میشه..خلاصه که این روزها اعصابم بابت پوست نازنینم بهم ریخته است حسابی...

هفته پیش یکی از اون هفته های مفید برای من محسوب میشه...خب به خاطر سرفه های شدیدی که داشتم دوشنبه رو خودم به خودم مرخصی دادم و خونه نشین بودم.بعدشم که 3شنبه و 4شنبه به خاطر آلودگی هوا تعطیل شد و این جوری شد که یک تعطیلی توپ و کشدار نصیبم شد و بنده هم از این فرصت پیش اومده استفاده کردم و خانه آرزوها را تکاندم...حتی فرشهای خونه رو هم به آقای قالیشویی دادیم تا برامون تمیز و خوشگل و نو نوارش کنه...به نظرم این بهترین کاری بود که کردیم چون علاوه بر این که الان فرشهای تمیز وز خوشگل و کرم داریم کلی هم در وقت و هزینه صرفه جویی کردیم...حتمی خودتون بهتر می دونین که چند ماه دیگه به خاطر شلوغی و خونه تکونی اصلی مردم، فرشها خیلی دیر به دستتون میرسه و هم اینکه به خاطر تقاضای زیاد کمی رو دستمزدها کشیده میشه...حالا اگه بشه تصمیم داریم این هفته،رو مبلی هارو بدیم تا برامون بشورن...خب از اول عروسیمون تا حالا رو مبلی ها شسته نشدن و احتمالا با شسته شدن مبلها کلی رنگشون تغییر خواهد کرد

آهان یک کار مثبت دیگه ای که انجام دادم خانواده خودم و همسر رو در روز جمعه به صرف شام به خونه آرزوهادعوت کردم که البته از جمع مهمونام داداشی اینا بهمون ملحق نشدند .خب زن داداشم روزهای آخر بارداریشو می گذرونه و نمی تونه زیاد راه بره و پله بالا و پایین کنه به همین خاطر ازمون عذر خواهی کردند و دعوت مارو نپذیرفتند...شام هم جاتون خالی خورشت بادمجون مسما و جوجه کباب و کباب کوبیده داشتیم که به دستور آقای همسر همه غذاها از رستوران تهیه شد...البته اولش اصلا رضایت نمی دادم که بخواهم غذا رو از بیرون تهیه کنیم اما همسر فرمودند که تو این روز قرار هستش که دور هم جمع باشیم پس دلیلی نداره که بخواهی خودتو خسته و درگیر کار کنی و بنده هم با خوبی و خوشحالی به دعوت ایشون لبیک گفتم...

...................................................................................................................

این مدتی که نبودم روزهای سختی رو گذروندم....دقیقا حس و حال آدمهای معت@@@اد رو داشتم که مدتیه مواد بهشون نرسیده و داره از پا درشون میاره اما خداروشکر اراده ام اونقدی بود که بتونم این مدت رو دووم بیارم..همیشه هم با این جمله خودمو قانع می کردم که تغییر درد داره و من برای این تغییر باید درد بکشم...امیدوارم که همیشه بتونم این همه اراده داشته باشم

خدانوشت:خدایا این روزها سرم رو بالا گرفتم و منتظر معجزه ات هستم...خدایا مرا دریاب...مهربانا مثل همیشه نعمت سلامتی و دله خوش و برکت در روزی را به عزیزانم ارزانی بدار.یا الرحم الراحمین

 

/ 24 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خانم خانما

خوش اومدی دوست مهتادم[ماچ] عزیزم پوستت رو پیگیری کن نذار خراب شه، حیفه خوب به به قالی های شسته شده ی تمییییییییز [قلب]

ســـــــاینــــــــا!.

مهمون بازی!چقدر خوب دوتا خونواده باهم بودن... پوستت حساسه واسه همین اینجوری میشه..... بخاطر الودگی حتما... دکتر پوست همینه داروهاش دوره دارن باید مرتب استفاده کنی و همه جلسات درمانش رو بری..

الما

پوست زمان مي بره كه درمان شه بايد صبر داشته باشي

مصی

عزیزم رسیدن بخیر خیلی خوشحالم که اومدی 1000000000000000000000000تا ماچ آبدار

لیندا

چه خوب که برگشتی خوشحالم[قلب]

الی

سلام زهرا جون خوبی؟ زهرا بخدا از اداره اصلا نمیتونم کامنت بدم ... نمیدونمم چرا ... الان از خونه آن شدم که باهات بحرفم و خبر .... خبر ... خبر عروس شدنم رو بهت بدممممممممممممممممم با حسین !!!!!!!!!!!!!!!! باقیشو نمیگم تا بیای وبلاگم (آیکون یک الی بدجنس)

خانم کوچولو

به به چشم ما روشن. چه خوب که اومدی. دختر جون تو با این حال سرماخورده ت افتادی به خونه تکونی؟ باید استراحت می کردی. امیدوارم حالت زودتر خوب شه. همچنین مشکل پوستت هم برطرف بشه. ممکنه به خاطر آلودگی هوا باشه. خوشحالم از برگشتنت.

رسپینا

سلام زهرا جون...چقدر خوشحال شدم دیدم نوشته جدید داری.... مطمئنن بیماریت بی تاثیر از آلودگی نیست علاوه بر اینکه ویروس های جدید هم زیاد شده......پوستت هم حتمن به خاطر آلودگیه البته تا اونجایی که یادمه پوستت خیلی حساس هم بود...زهرا جان از ماسک استفاده کن وقتی بیرون میری.... امیدوارم خانوم دادشت هم به سلامتی این روزهای آخر رو بگذرونه و یه نی نی خوشگل و سالم به دنیا بیاره....[لبخند]

رسپینا

سلام زهرا جون...چقدر خوشحال شدم دیدم نوشته جدید داری.... مطمئنن بیماریت بی تاثیر از آلودگی نیست علاوه بر اینکه ویروس های جدید هم زیاد شده......پوستت هم حتمن به خاطر آلودگیه البته تا اونجایی که یادمه پوستت خیلی حساس هم بود...زهرا جان از ماسک استفاده کن وقتی بیرون میری.... امیدوارم خانوم دادشت هم به سلامتی این روزهای آخر رو بگذرونه و یه نی نی خوشگل و سالم به دنیا بیاره....[لبخند]

باران باران

خوش اومدي زهرا جونم....دكتر رو حتما برو...پوست خيلي حساسه...ايشالا زود زود بهتر بشي عزيزم[قلب]