کار و زندگی

ساعت ۴ از اداره  تعطیل میشم.حدودا ٢٠ دقیقه به ۵ میرسم نزدیکای خونه و ازاین لحظه  به بعد حدودا یه نیم ساعتی رو پیاده روی می کنم (البته تو این ٢-٣ روز که هوا بارونی بوده پیاده روی هم پر)حدودا ۵و ربع می رسم خونه.

اول از همه حتی بدون این که لباسامو در بیارم رو کاناپه جلوی تلویزیون لم میدم و فکر می کنم که باید چه غذایی بپزم.خدایی این غذا پختنم واسه خودش معضلیه.

بعد از مدتی فکر کردن لباسامو سریع درمیارم و همونجا یعنی روی کاناپه مذکور میذارمشون.اول از همه دستامو می شورمو برنج رو خیس می کنم.بعد به مامان زنگ میزنم کمی باهاش گپ میزنم.بعد از اون با توجه به این که اذانه مغربو زود میگن سریع وضومو میگیرمو نمازمو می خونم و از این بابت خیالم راحت میشه و حالا دیگه نوبته اینه که برم سرغذا پختن.خلاصه تا غذا رو می پزم و خیالم راحت می شه از این بابت.باید برم خونه رو کمی مرتب کنم.یعنی همون لباسایی که از سرکار برگشتمو گذاشتم روی کاناپه جمع می کنم به اضافه این که صبح ها وقتی فی فی میره سره کار لباساشو همونجا ولو میکنه و میره.حالا از این بگذریم که گردگیری و جارو کشیدن و لباس شستن واسه آخر هفته است.در نتیجه و قتی صدای زنگ همسری شنیده میشه بنده یه زهرای ژولی پول یهستم که به خودم اصلا نرسیدم

همسری وقتی وارد میشه اول سلام و علیک می کنه و وقتی با این چهره زیبای همسرش روبرو می شه میره تو خودش

یعنی وقتی همسری اول از در خونه میاد تو این جوریهبغل

اما وقتی چهره زنشو که بدون ارایشه میبینه این جوری میشهناراحت

اولین مکالمات ما

عزیزم منم دوست دارم مثله همه آقایون وقتی خانوممو می بینم آرایش کرده باشه و به خودش حسابی رسیده باشه

من:هان؟خجالتمی دونی که وقت نمی کنم

یعنی چییییی؟عصبانییعنی همه زنهایی که کارمندن حتی یه ذره هم آرایش نمی کنن؟کلافه

من:من نمی دونم بقیه چی کار می کنن.اما من وقت ندارم خبناراحت

و بعد از دقایقی من رو به همسر:قهراصلا با من حرف نزن

می دونم فی فی هم حق داره زنشو همیشه آرایش کرده و زیبا ببینه اما من از وقتی وارد خونه میشم دارم میشورم و غذا می پزم.خب کی وقت می کنم به خودم برسم؟

آهای خانومای کارمند شما همیشه آرایش کرده و خوش تیپین تو خونتون؟یا شماهم مثله من وقت آرایش کردن ندارین؟حالا اگه همیشه آرایش کرده و خوش تیپین چه جوری زمان و مدیریت می کنین که به همه کاراتون برسین؟

 

/ 24 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اطلسی

نه تهران نیستم زهرا جان...درست حدس ایول عجب سرعتیییی

مژگان

درسته خسته ای.ولی اولویت اول رو بذار رسیدگی به سر و وضع خودت.خونه رو همیشه میشه مرتب کرد.ولی همسری ها خانم مرتب بیشتر دوست دارن[چشمک] همسری منم همیشه میگه نه غذا مهمه نه خونه.دوست دارم خودت سر حال و مرتب باشی[پلک] منم سعی ام رو میکنم.به جز بعضی روزا که اصلا فرصت ندارم

آلما

منم از وقتی متوجه شدم که این موضوع چقدر مهمه اول که میرسم خونه آرایش می کنم یا یه لباس خوب می پوشم و خلاصه به خودم میرسم و بعد میرم سر کارای دیگه البته پیش میاد روزایی که این کارو نکنم. اما خوب سعیم اینه که همیشه اینطوری باشه راستش به نظرم تو این مورد مردها اصلا درک نمی کنن که تو چقدر کار داری بهتره غذا دیر شه یا خونه نامرتب باشه تا تو نامرتب باشی[نیشخند]

ریحان

سلام زهرا جونی خوبی من فکر میکنم ارایش خیلی بهت میاد که اینقدر شوهرت دوست داره ولی اینقدری وقت نمیگیره حتی میتونی یه ته ارایش خوشگلم داشته باشی [قلب] راستی من رمزتو ندارم خانومی

روشن

به نظر منم آرایش کردن رو تو الویت کاریت قرار بده. آرایش و لباس لخ ت ی پوشیدن خیلییییییییی تو روحیه مردا تاثیر می زاره. موهات هم حداقل جلوش رو یه سه شوار بکش و از پشت جمعشون کن

همسری

قشنگ ترین صدای زندگی تپش قلب توست پس برای من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم سالگرد ازدواجمون مبارک

شقایق و حبیبی

سلامممممممممممممممممممممممممم زهرا جونممممممممم وایییییییییییییییییییییی الهی فدات بشم که این قده زود متحول میشه فدایهههههه تو بشم مطمئن از اولات هم بهتر تر میشه خوشگل خانومیییییییییییییییییییییییییییییییی ای وایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی همسریت چه حالی بهت داده .جملش واقعا قشنگه عزیز دلم می گم ها یعنی همسری الان خونده که تو نوشتی چرا بهت گفته ارایش نمی کنی چزی بهت نگفته .اخه این حبیبی هی می گه ای بابا زن همه پته مته هامون و ریختی رو دایره هااااااااااااااااااا[نیشخند] و منم هی می گم نه بابا دوست جونیام از خودمونن فدایه زهرام بشم که مثل گل میمونهههههههههههه[قلب][ماچ][گل]

روشن

به به سالگرد ازدواجتون مباررررررررررررررررررررک[دست][دست][دست]

ترانه

ببخشی من اینو الان خوندم. خب حق داره همسری. اگه خسته ای یه کم استراحت کن بعد به خودت برس و بعدش به کارای خونه. منم دوست دارم لباس خوشمل بپوشم و آرایش کنم[لبخند]