ذهنه درهم و برهمه من

تازگیا یه جوری شدم ...یه جورایی خموده و منزوی...یعنی اگه یه نفر سر زده بیاد خونه ام فکر می کنه وارد میدونه جنگ شده بس که همه چیز همون وسط ولو شده و سرجاش نیست...زهرایی که همیشه قبل از رفتن به تختش آشپزخونه شو عینه دسته گل می کرد و بعدش راحت و آسوده سر بر بالین میذاشت این روزها تو سینکش مملو از ظرف و ظروفه و روی اجاق گازش پرشده از خرده برنج و روغن و خورشت ماسیده...میدونم الان حالتون ازم بهم خورد اما خب چه کنم حس و حال کار کردن ندارم..بعدازظهرا تا از اداره می رسم خونه کامپیوترو روشن می کنم و وارد دنیای مجازستون میشم...اول از همه هم فیس بوق...بعد هی میشینم و تند و تند لایک می کنم و پسته تازه می خورم و کامنت میذارم...همین...این تنها کار مفیدی هستش (البته اگه بشه اسمشو کار مفید دونست)که این روزها انجام میدم به علاوه غذا پختن....خلاصه که این روزها موجودی شده ام بس دوست نداشتنی و شَتَل شوتول...بدبختی اینه که این روزها انگار همه مثل من شدند...دوستام همه بی حس و حال...اطرافیان همه خسته ...و وبلاگستانم که سوت و کور ...میگم نکنه شماهم عینه من رفتید تو موده افسردگی؟؟؟بچه ها خواهش می کنم چند خط بنویسید ولو کوتاه  تا اون شور و شوق همیشگی وارد وبلاگستان  بشه...تا جوون بگیریم...خواهش می کنم

...............................................................................................................

جمعه خونه پسرعموم یه مهمونی دورهمی بود .جاتون خالی خیلی خوب بود...یعنی تو این مدت واقعا به همچین مهمونی نیاز داشتیم ...حدودا 60 تا مهمون دعوت کرده بودند و مجلس هم بسیار خودمونی و شاد بود ...البته  ابتدای امر به خاطر شاد بودن فضا  مهربون همسر رفتن به مهمونی رو قدغن کرد .خب درستم می گفت اما  وقتی روحیه خرابه منو دید راضی شد که به خاطر دله من و روحیه افتضاحه من راهی خونه پسرعموجون شیم  هرچند که ما فقط دست زدیم و نگاه کردیم  و ملت  اون وسط خودشونو قیمه قیمه کردند بس که رقصیدند ..:دییییی

...................................................................................................................

تصمیم به لاغری گرفته بودم که تو مهمونی همه زدند تو پَرم...راستش از وضعیته الانم اصلا راضی نیستم ...شیکم و پهلوم بد مدل اومدن تو چشم اما خب انگار لپهای گرد و صورته پرم اوضاع بد هیکلمو تحت الشعاع قرار داده چون تا گفتم از شنبه تصمیم به شمردن کالری دارم ملت با چفت پا اومدن تو شیکمم که از فکر رژیم و این صوبتا بیا بیرون که گرد شدن لپ به شدت بهت میاد ...دیروزم که مژِی جون با جفت پا اومد تو حلقم که لاغر نکنم خلاصه که فعلا پیاده روی رو قرار است که از شنبه ای که شاید یه روزی بیاید در برنامه ام بگنجونم بلکه هیکلم درست شه و رستگار شم :دی

..................................................................................................................

دلم یه مسافرت می خواهد ...یه مسافرت که 3 الی 4 روز تمام برم یه گوشه خلوت کنار دریا بشینم و ذهنمو از این همه فکرو خیال راحت کنم .اما همچین مسافرتی نیاز به یک مقدای money داره که فعلا فلوس لاموجودیم ...من دلم مال فراوون می خواهد

خدانوشت:خدایا این روزها منتظر معجزه ای از جانبت هستم...خدایا همچون همیشه سلامتی و دله خوش را به عزیزانم ارزانی بدار که می دانم نعمته سلامتی بهترین و بزرگترین نعمتهای توست و بعد از آن خودت میدانی که چه ذهنم را مشغول کرده...خدایا خودت به خواسته ی دلم توجه کن

/ 36 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهاره

خدايا كي اون كيسه پر از پولت رو ميندازي پايين ما بگيريم.

بهاره

ببينم همه اينجا شما رو ديدن كه ميگن تپلي بهت مياد! پس چرا من نديدمت[ناراحت]

جوجو

سلام زهرایی...اره ....منم همینجوریم که گفتی اما من الان هر چی برام اتفاق می یندازم گردنه این نی نی بنده خدا!!!!!اما واقعا انگار همه شل و ول شدن و بی حوصله! لامصب ما ها شانس نداریم که...تا یه ریزه رژیم میگیریم سریع صورتمون لاغر میشه.....اره دوستم پیاده روی بهتره![قلب]من که الان از هیکل نمیتونم حرف بزنم و اظهار نظرم نمیتونم بکنمافتضاح شدم![نیشخند]

ســـاینا

زهرا چرا از اولد ریدر یا فیدمون استفاده نمیکنی؟ من از روی وب نسیم که توضیح داد فیدمون ساختم خیلی راحت بود و خیلی از ریدر بهتره. اولد ریدر هم خوبه ...اینجور یکه بخوای هر روز وبها رو چک کنی سخته.

اطلسی

بنظر منم به صورت خوشگلت تپلی بیشتر میاد تن زیب بگیر هرروز هولاهوپ بزن عاللللللیه ایشالا یه سفر خوب براتون جور میشه جذبش کن

ساقی

من بر عکس همه می گم هر جور شده لاغر کن حتی اگه صورتت لاغر میشه البته من عکست و ندیدم ولی من الان نی نی دارم اول اول ش هست با اینکه کلی لاغر کرده بودم و شکم اب کرده بودم بازم بارداری خیلی زود نشون داده شده همش می گم اگه لاغر نشده بودم قرار بود چی بشم به فکر اون روزم باش با شکم و پهلو در صورتی که یه ماهه باشی سه ماهه و بیشتر نشون میدی تجربه دارماااااااااااااا

الما

من خيلي وقته اينطوريم

ريحان

الهى امين انشاالله به هر چى ميخواى برسي دوست تسليت دير هنگام منم بپزير انشاالله روحشون شاد باشه[گل]

لیلی

صورتت که اصلا زیر و رو شده زهرا اصلا لاغر نشو