خوشیهاتونو دریابید

همسر تازه از سرکار اومده...تازه که میگم یعنی نیم ساعت...صدای یه آهنگ لایت تو گوشم می پیچه...برای اینکه مزاحم همسر نباشم،گوشی موبایلمو دستم میگیرمو می پرم تو تختمون...صورتم به نرمی و خنکی روتختی که میرسه ناخودآگاه یه لبخند رو لبام می شینه...برای اینکه بیشتر خنکای رو تختی رو ببلعم،دستمو میکشم روش...هنوز صدای اون آهنگ لایت تو فضا پره...یه موسیقی بی کلام...اووووووم

ناخودآگاه اخمام میره تو هم...دلا راست میگه این روزها تمام بحث و حرفها و فکر و خیال من شده خونه...حتی با همسر هم حرفی به جز خونه نداریم انگار...هی داراییامونو باهم حساب میکنیم و هردفعه نا امید تر از دفعه قبل میشیم..

گوشی موبایلمو برمیدارم...میرم تو منوش و بعدش calculator(ماشین حساب)....با خودم حساب میکنم همسر چند ساعت باید اضافه کار بمونه تا کمی بتونیم پس انداز کنیم؟؟

هی حساب و کتاب میکنم...اوه اگه بخایم پس انداز بیشتری داشته باشیم همسر باید تا 9شب بیرون از خونه باشه...حتما یکی دوساعت هم غذا و بعدش هم....یعنی فقط دو ساعت باهم باشیم؟؟!!!این که خیلی کمه...یعنی خونه ارزش اینو داره که من و همسر از هم دور بشیم؟؟

سریع از رو تخت بلند میشم...یه موز و یه پرتقال و چند تا دونه گوجه سبز میریزم تو بشقابو می شینم کنار همسر...میوه ها رو دونه دونه پوست میکنم ...همین طور که همسر مشغوله دونه دونه میوه ها رو میذارم تو دهنش.....بهم یه نگاه می اندازه...با یه لبخند بزرگ رو صورتش....همین واسه من کافیه...خدایا شکرتبغل

با خودم فکر کردم مشکلات تو دنیا زیاده...خیلی زیاد...اما چرا همش به بدیها و مشکلات نگاه کنم؟؟چرا نباید به جنبه های خوب فکر کنم؟؟هان؟؟

دوستای خوبم بیایم از این به بعد به جنبه های مثبت زندگیمون فکر کنیم نه به جنبه های منفیش...به خدا هرچی به منفیها بیشتر توجه کنیم زندگیمون بیشتر تلخ میشه

پ.ن:احتمالا این چند روز تعطیلی رو در خونه باشیم...دوستانی که مسافرت میرین بهتون خوش بگذره

پ.ن:اون پست حذف شدخنثی

خدانوشت:خدایا به من بصیرت بده تا مثبت اندیش باشم و کمتر حول و حوش مسایل منفی پر بزنم...خدایا به من یاد بده همیشه شکرگزارت باشم...خدایا شکرت...خدایا سلامتی و دله خوش رو به ما و خانواده ما ارزانی بدار

همسرنوشت:منو ببخش گاهی تلخم...منو به بزرگی خودت ببخش...از خدا برات یه دنیا آرامش و سلامتی می خام...خدا همیشه سایه اتو بالای سرمن حفظ کنه مهربونم

ماشاالله.لاماشاالناس.لاحول ولاقوه الا بلا العلی العظیم

 

/ 34 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خورشید و جمشید

انشالله هر چه زودتر به آرزوهات برسي به به ميبينم اينجا هم لاو ميتركونيد ايشالله هميشه لبهاتون خندان باشه [نیشخند]

سارا(آغاز راهی دیگر)

آفرین زهرا جان . با خوندن پستت حس می کنم‌اروم ترم . آره چرا باید به نکات منفی اطرافمون نگاه کنیم . قدر لحظات خوب و همسر همراهتو بدون گلم . شاد باشی .

جوجو

ای جانم عزیزم کلی حال میکنم با دیدن این چیزای کوچیکه خوشبختیت

مهرشین

[چشمک]سلااااااااااااام خانم خانما,راستي خبري ازت نيست,قابل نميدونين؟؟؟[ماچ]

تلخ

نميدونم والا.سوال اينه بعد از اينكه خونه خريدين فاصله اي كه به اين شكل بينتون افتاده را ميشه جبران كرد؟ ميشه اين لحظات را برگردوند؟

گلی

کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[پلک]

سعیده

قشنگترین حس زندگی همون لبخند شوهره.

روشن

کجاییییییییییییییی

ر

سلام خانمی یه سر هم به ما بزن.

جوجو

سلام زهرا جونم خوبی؟! چرا اپ نمیکنی؟! میخواستم جوابه همون سوالا رو بهم بدین! مخم هنگ کرده! تو جواب تک تک سوالا گیرکردم!