مرا از خود جدا ندانید

تک تک وسایل چیده شد...در واقع خانه ای تکاندیم در نوع خودش بی نظیر...یکی از فرشها به نظر برای خانه مان بزرگ بود اما با فکر بکری که فی فی جانمان کرد فرش بزرگ نیز در خانه پهن شد...پرده های جدید هم رسید...اصلا فکرش را نمی کردم(با وجود نزدیک شدن به روزهای آخرسال)پرده ها یک هفته ای آماده شود اما شد...الان اتاق خوابمان به شدت رویایی شده است....

پرده های حریر کرم با گل های آجری رنگ و رو تختی توری کرم و قهوه ای به اتاق خوابمان جلای خاصی بخشیده است...البته این پرده ها را از زمان عروس شدنم داشتم .فقط کمی آن را اصلاح کردیم اما پرده آویزان شده در آشپزخانه به همت آقای پرده دوز و البته جیب مبارک همسر جان به اینجا رسید....

البته اتاق خوابمان هنوز عکس های عروس و دامادیمان را کم دارد...همسر معتقد است برای نصب کردن تابلو به سینه ی دیوار باید وقت گذاشت تا بهترین مکان ها و مدل ها را برایشان بیابیم از این جهت در طول این چند روز هنوز فرصت مناسبی برای این امر مهم نیافتیم....

یه سری کامل از چینی های جهیزیه ام به انباری منتقل شد...یعنی در واقع 2 جعبه بزرگ چینی...اینقد دلم برایشان می سوزد...می دانید آخر هرلحظه بیم آن می رود که چینی های خوشگلم در زیر آن همه وسیله بشکند ...اما خب کاری نمی توانم بکنم.وقتی فضا محدود باشد و وسایل بیشتر از حد مجاز باشد(ماشاالله)همین می شود

راستش از آن همه کاری که داشتیم فقط پرکردن فریزر مانده و نصب کردن تابلوها...البته بخشی از فریزر با خریدن گوشت لذیذ گوسفندی پرشد...گوشت کیلویی چند باشد خوب است؟؟؟ما کیلویی 30 هزار تومن خریدیم.باور می کنید؟؟؟آن روز به همسر می گویم فکر کنم کم کم باید به فکر سویا باشیم...

هرچند که از مرغ و ماهی متنفر شده ام اما خب همش که نمی شود گوشت قرمز خورد بهتر این است که چند کیلو مرغ و چند عدد قزل آلای محبوب همسر هم خریداری نماییم بلکم اجبارا گوشت سفید داخل سبد مصرفی خانوارمان قرار بگیرد و هم اینکه هرطور شده فریزرمان را پرنماییم...می دانید که من اهل انبار کردن کدو و بادمجان و پیاز در یخچال نیستم...هرچند تهیه کردن مواد اولیه تازه برای من کارمند مشکل است اما خب بوی بد فریزر باعث می شود که عطای راحتی را به لقایش ببخشم...

 

اینهارا گفتم که بدانید بنده هم همچون شما کار دارم...لطفا مرا از خودتان جدا ندانید. باتشکر زهرا خانوم جان

/ 40 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روناک

آره منم جام کمه...تازه این خونه جدیده هم کابینتاش از خونه خودمون کمتره!!! البته من چینی و آرکوپالم رو باز نکردم همون طوری تو کارتن گذاشتنم یه گوشه ای از کابینتا که دسترسیش بده و نمیشه راحت استفاده کرد. کامپیوتر هم که ما اصلا جا نداریم از همون اول لبتاپ رو میز ناهار خوری[نیشخند]..هر بار مهمون بیاد باید جمعش کنیم

سیندخت

آخی... یه کاریش کن زود بیا

خانم خانما

خوشمزس زهرا جان..ببین دوستم من سویا رو تو آب جوش خیس میکنم بعد آبشو میگیرم میریزم روی گوشت با فلفل نیم کوب و تخم گشنیز هم مزه دارش میکنم. راستش من ماکارونی و پیراشکی و لوبیا پلو رو با 2/3 سویا و 1/3 گوشت درست میکنم و طعم خوبی داره...

مصی

به سلامتی دوستم شاد باشی همیییییییییییییییییییییشه

خانم کوچولو

ئه. من دیر رسیدم. چه خوشحال شدم که خونه خریدین زهرا جان. خونه خود آدم یه چیز دیگه ست. ایشالا براتون پر از خیر و شادی باشه و کلی اتفاقای خوب براتون بیفته. پس این مدت که کمرنگ بودی حسابی مشغول بودی. خسته هم نباشی. رمز قبلی رو ندارم. اگه خواستی بفرست برام.

خانم کوچولو

ئه. من دیر رسیدم. چه خوشحال شدم که خونه خریدین زهرا جان. خونه خود آدم یه چیز دیگه ست. ایشالا براتون پر از خیر و شادی باشه و کلی اتفاقای خوب براتون بیفته. پس این مدت که کمرنگ بودی حسابی مشغول بودی. خسته هم نباشی. رمز قبلی رو ندارم. اگه خواستی بفرست برام.

لبخند

من ندیده عاشق اتاق خوابت شدم خیلی زیبا شده با این اوصاف[بغل]

پرنیان

عزیزم از کامنت بچه ها فهمیدم که خونه خریدین.. خیییییییییلی خیلییی تبریک میگم! ایشالا مبارکتون باشه عزیزم. خیلی خوشحال شدم.. میدونی آخه رمز پست قبلتو نداشتم دوستم..

ريحان

خسته نباشى دوستم [ماچ][گل]

مائده

منم رمز ندارم البته اگر امکان دارد