ازدواج سنتی یا مدرن؟؟مساله این است

یادمه تو زمان دانشجوییمون 3تا دوست بودیم...طناز،نازگل و من...درست سالی که داشتیم فارغ التحصیل می شدیم طناز با پسری که چند سال باهم دوست بودن و رابطشون خیلی صمیمی بود ازدواج کرد...طناز تو اون برهه از زمان مجبور بود خیلی با دل شوهرش راه بیاد...یعنی از خیلی از خواسته های درونیش زد تا با کسی باشه که دوستش داشت..حتی مهریه اش اون چیزی نبود که خودش می خواست...به نظرم تو این جور رابطه ها معمولا برد با کسی هست که منطقی پیش میره و متاسفانه در این رابطه طناز بیشتر از احساساتش مایه میذاشت و دوستش که الان همسرشه منطقی تر عمل می کرد...بالاخره طناز و علی با همدیگر رفتن زیر یه سقف.......

  بعد از اون هم نازگل با یکی از خواستگاراش بعله گفت...شوهر نازگل مهندس مکانیک بود...سه دونگ از خونه ای که به نامش بود رو هم مهریه نازگل کرد البته به اضافه مقادیری سکه طلا...ازدواج نازگل با سعید بر اساس منطق کامل بود و احساسات خیلی کم درش دخیل بود و بعد از اونها هم که من ازدواج کردم...

باورتون نمیشه هروقت  پیش بیاد  که ما سه تا درکنار هم باشیم غیر ممکنه که هرکدوم از این دونفر از معایب ازدواج سنتی و مدرن صحبت نکن....حتما فکر می کنین طناز ازدواج مدرن رو می پسنده و نازگل ازدواج سنتی رو...این طور فکر کردین؟؟

اصلا این طور نیست...نازگل همیشه میگه :خوش به حال کسایی که بر اساس احساس و تمایلات درونیشون ازدواج کردن...نازگل میگه که همسرش در کارهای خونه خیلی کم بهش کمک می کنه و اون احساس میکنه که اگه ازدواجشون بر اساس عشق بود این کاستیهای شوهرشو می تونست تحمل کنه

اما طناز چیزه دیگه میگه:اون میگه که ازدواج سنتی خیلی بهتره...چون در ازدواج سنتی دختر از خواسته های درونیش برای رسیدن به کسی که دوسش داره نمیزنه و کلا این ادواج بر اساس منطق جلو میره

نمی دونم کدوماشون درست میگن؟؟من گاهی با طناز موافقم و گاهی با نازگل...شما چی فکر می کنین؟؟از  بین شما بعضیاتون بر اساس سنت و بعضیاتون مدرن ازدواج کردین...به نظر شما کدوما درست میگن؟؟؟

پ.ن:خدایا شکرت

پ.ن:ولادت با سعادت امام حسن عسکری مبارک

پ.ن:در مورد خونه تکونی هم نهضت همچنان ادامه دارد

/ 31 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من و هسملي

به نظر من که مدرنیته ازدواج کردم برای جامعه ما همون ازدواج سنتی بهترهف چرا چون همش در ازدواج مدرنیته همش می خوان سو’ استفاه کنن و حقتو نا حق کنن! این مظر منه![چشمک]

من و هسملي

البته یه چیزی بگم ازدواج ما در عین مدرنیته بودن عاقلانه هم بود ولی خوب خانواده همسرم خیلی سو استفاه کردن و آزار دادن راستی لینکتم کردم[پلک]

ساینا!.

به نظرمن این مسائل به شرایط دوطرف بستگی داره..گاهی تو ازدواج سنتی هم آدم از خواسته هاش می گذره و گاهی هم در ازدواج عاشقانه همه خواسته هاش داره!. یه چیزینیستکه بشه با قطعیت در موردش حرف زد... من خودم ازدواج سنتی رو نمی پسندم!.دوتا آدم غریبه با دو جلسه چند ساعت زن وشوهربشن یه کمی درکش واسم سخته... ازدواج عاشقانه خوبه اما نه با کوری محض!.با چشم باز و عقل کافی... تو این ازدواج گاهی آدم از خواسته هاش میزنه اما تو زندگی باهمدیگه و در کنار هم بهشون میرسه.. من خودم ازدواجم چند پرسه داشته..دوره ای که ازهمسرم بشدت متنفر بودم وبعد آشنایی و بعد یه رابطه خوب و عاشقانه و بعد ازدواج..

روزانه های ما

به نظر من باید عاقلانه عاشق شد و به صورت مدرن ، سنتی ازدواج کرد!! ازدواج ما ترکیبی از مدرن و سنتی بود و من تا اینجاش به شدت راضیم خداروشکر!

روزانه های ما

خب بيشتر اونايي كه دوست ميشن باهم يكي دوماه بعد دوستي احساساً باهم ازدواج كردن تموم شده و اگه رابطه شون به هم بخوره دقيقا مثل اينه كه طلاق گرفته باشن و بنابراين اينكه 10 سال 2 سال 6 سال دوست بودن رو نميشه به حساب آشنايي گذاشت چون معمولا تو اين سالها از بعد عاطفي مثل زن و شوهرن و فقط اسمشون تو شناسنامه هم نيست.چون اين مساله تو جامعه ما ريسك داره يعني اگر به هم خورد براي دختر خيلي بد ميشه بنابراين زياد توصيه نمي كنم. سنتي چشم و گوش بسته هم گمون نمي كنم امروزه بين قشر تحصيلكرده ممكن باشه.يه تلفيقي از هردو بهترين نوعشه به نظر من.نه چشم و گوش بسته از اين نظر كه نشناسي نه چشم و گوش بسته از اون نظر كه عاشقش بشي.وگرنه هم اين سمت پشت بوم چشم و گوش بسته است هم اونطرف پشت بوم.

روزانه های ما

حالا اين احساس مطلق فقط توي دوستي صدمه ساز نيستا.بعضي ها توي سنتي هم احساساتي ازدواج مي كنن.مثلا طرف فكر مي كنه كه داره سنش ميگذره و احساساتي با اين موضوع برخورد مي كنه كه ببين فلاني هم ازدواج كرد و اينا و اينجوري ميشه با يه موقعيت غيرعقلايي ازدواج مي كنه و خودش رو بيچاره مي كنه عملا.

جوجو

سلام زهرا جونم... ناقلا نگفتی خودت چه طور ازدواج کردی؟! مدرن یا سنتی؟![نیشخند]

جوجو

عزیزم......به نظره من ازدواج سنتی بهترین نوعه ازدواجه! منطق درش دخیله و احساسات هم بوجود میاد! هر کدوم از این راه ها معایب و مزایایی دارن.... مثلا سنتی اگه باشه شاید اولش عشق و علاقه فراوون نباشه و ال و بل..اما منطقیه و به خواسته های طرفین بیشتر اهمیت داده میشه..خونواده ها دید بهتری نسبت به هم دارن....اعتماد بین زن و شوهر بیشتره!اما اگه مدرن باشه....شاید عشق و علاقه فراروون باشه و به هم برسن با عشق!و خیلی زندگی عشقولانه ای شروع کنن...ام اگه عشق فروکش کنه بعدش دیگه همه چی بی معنی میشه!فکر میکنم اعتماد بین زن و شوهر کم میشه...و... در کل من ازدواج سنتی رو میپسندم!نه این که چون که خودم این طور ازدواج کردم..نه... کلا از بچگی هم این طور رو دوست داشتم!

غزل

راستش نمیدونم باید چی گفت من سعی کردم با اینکه ازدواجم مدرن بود سعی زیادی کردم که منطق و احساسم رو باهم به کار ببرم و سعی کردم جوانب کار رو بسنجم ولی همه چیز اونجور که فکر میکردیم درست از اب در نیومد شایدم فکر میکردم منطقی دارم عمل میکنم

روشن

منم نظرم اینه که مدرن بهتره. دوستی هایی که عاقلانه و نه از روی احساس باشه رو قبول دارم. من و همسری بعد از چند سال دوستی باهم ازدواج کردیم. از این مدل دوستهایی هم نبودیم که با یه نگاه عاشق میشن و از این چیزا. باید عاقلانه تصمیم گیری کرد و بعد عاشق شد و گذشت هم داشت. همه چی که با هم نمیشه. بالاخره هرکسی تو هر مدل باید از یه سری چیزا بگذره.