مرغای گندیده هایپر

به به چه هوای بارونیه خوبیه...جون میده آدم با لباس ورزشی و یه جفت کتونی و یه دنیا آهنگ شاد و توپ بره پیاده روی و حالشو ببره اما خب چه کنیم این اداره دستمونو بسته:))

حالا یکی نیست بهم بگه  اگه تو مرد پیاده روی هستی چرا خیر سرت 20 روزی هست که دور پیاده روی رو خط کشیدی؟اووم راستش از روز 28 اسفند به بعد نشد که برم راه برم...کارهای زیاد خونه تکونی و خرید این امکان رو بهم نمیداد بعدشم که تعطیلات و دید و بازدید... خلاصه که این جوریاست....

راستی امسال فقط یکی از مهمونای ما برای عید دیدنی اومدن خونمون .....فکر کنم از این به بعد همه 5شنبه و جمعه ها باید منتظر مهمون باشیم...البته جز مادرشوهر کسی برای شام نمی مونه که این خودش بسی جای شکر داره:) بعد جالبیه کار اینه که تا همین حالا نصف آجیل ها توسط من و همسر خورده شده:دیییی البته فی فی بنده خدا همین جوری خودش اهل خوردن این جور چیزا نیست من خودم هر روز صبح کنار ظرف غذا و صبحانه اش یه ظرف کوچولو از مغر پسته و بادام و بادام هندی و گردو میریزم تا بعدازظهر وقتی گشنه اش شد نوش جان کنه...اوایل یکم مقاومت می کرد اما این روزها خودش هم به شدت استقبال می کنه از این مدت تنقلات

بدیه آجیل ما اینه که توش تخمه دیده نمیشه....خانواده من معتقدند تخمه باید جدا سرو بشه و آجیل فقط شامل  مغزیجات هستند....واسه همین آجیل امسال ما که توسط خانواده ام خریداری شد متشکل از پسته و بادوم و فندق(بدون پوست)و بادوم هندی بود...هرچند که من معتقدم آجیل بدون تخمه آجیل نمیشه:)))

دیروز یه عالمه برای باز پس گرفتن پولم دوندگی کردم اما هرچی بیشتر می دوم کمتر به پولم میرسم ...دیروز رفتم پیش معاون اداره مون تا باهاش صحبت کنم....اونم نه گذاست و نه برداشت  به شوخی بهم گفت خانوم مبلغتون اونقدی نیست که بخواهید به خاطرش تلاش کنید یعنی اینو که گفت دوست داشتم بزنم دهنشو له کنم...حالا پاداش هرچی هم کم بالاخره اون پول پاداشی هستش که سالی یه بار به من تعلق میگیره و من اجازه نمیدم که به این راحتی بره تو حساب کس دیگه....امیدوارم خدا هم کمکی کنه تا به حقم برسم

دیروز با همسر رفتیم و رون مرغ خریدیم ...تازگی مرغ و ماهی رو برای 3 الی 4 وعده فریز می کنم و زود به زود مرغ و ماهی می خرم....خب وقتی میشه مرغ و ماهی تازه تازه خورد چه کاریه این همه فریزر رو از این جور مواد پر کرد؟؟؟البته قبل از عید حدودا 80 هزار تومان مرغ از هایپر خریده بودیم...یعنی روز آخر کاری 28 اسفند با همسر دوتایی دست در دست و با خواسته ی من راهی هایپر شدیم...اول از همه یه خروار مواد شوینده داخل ترولی گذاشتیم ...اصلا قصد نداشتیم که مرغ رو از هایپر بخریم.خب من تاحالا از هایپر مواد گوشتی نخریده بودیم اما این بار وقتی اون آقای فروشنده کنار یخچال مرغا وایستاده بود و با صدای بلند میگفت که مرغها 20 درصد تخفیف خوردند یهویی تصمیم گرفتم که چند بسته ساق رون مرغ و کتف بخریم...خلاصه که بعد از خریداری مرغها چندتا دونه ماهی قزل آلا (البته ماهی ها رو از تره بار دم خونمون خریدیم)گرفتیم و رفتیم خونه....تند تند قزل الاها رو شستم که خراب نشن اما دیگه وقت به شستن مرغ ها نرسید بلکه همسر غر زد بدو دیرمون شد...بدو خریدامون مونده ...بدو.....خلاصه که مرغها توسط همسر داخل یخچال گذاشته شد ...هیچی دیگه روز 29 هم که از اول صبح به شستن سرامیکهای کف هال و پذیرایی و شستن سرامیک ها گذشت و نشد که به مرغها برسم...البته دروغ چرا یادم رفته بود....اما آخر شب وقتی خواستیم بخوابیم چنان بوی گندی آشپزخونه رو برداشته بود که نگو....همسر هم گیر داده بود که بوی مشمای ماهی هاست که این همه بو گرفته...هرچی هم بهش میگم آقای من دیشب اون پلاستیک خونی ماهی ها رو دور ریختیم تو کتش که نمی رفت آخر سر متوجه شد که منبع بو از داخل یخچاله...بله اون همه مرغ نازنین خراب شده بود و البته بو به حدی بد و زننده بود که مجبور شدیم با گرفتن بینیمون و البته محکم بستن پلاستیک کل مرغهارو دور بریزیم...یعنی چنان اعصابی ازم خورد شده بود که نگو....فرداش که به مادرشوهر گفتم بهم چند توصیه کرد که اول باید مرغهارو می شستم و اگه همچنان بو میداد مرغهارو دور می ریختم...دوم اینکه وقتی هایپر مواد گوشتی رو حراج میکنه حتمی مرغ و گوشت هاش مونده است...گویا یه همچین موردی برای خواهرشوهر هم پیش اومده بوده و ....خلاصه که الکی الکی 80 تومان ضرر کردیم و خلاصه تر اینکه دوستان عزیزم که از هایپر خرید میکنید متوجه این موضوع هم باشید

خدانوشت:خدایا هوای عزیزانم را داشته باش و آنها را در پناه خودت حفظ کن

 

/ 13 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قاصدك

بگو 1000 تومن، يعني چي كه اشتباه كردن و تو كوتاه بياي .. اگر راست ميگه لطف كنه دست در جيب مبارك كنه و همون مبلغ نااااااچيز رو به تو بده ..[عصبانی] من پيش نيومده از هايپر گوشت و مرغ بخرم .. مرسي گفتي .. و چقدر واقعا آدم دلش ميسوزه اينطور مواد غذايي از بين ميره ..

بانو-دل مى نوازد

چقدر حيف شد.... حرص خوردن هم داره...

ساینا

منم تخمه رو جز اجیل حساب نمیکنم..بدی کوچیک و جوون بودن توی خانواده اینه دید و بازدیدها میافته بعد تعطیلات... زهرا اونی که پول رفته توی حسابش چه خجسته ایه که به روی خودش نمیاره. کلا مرغ وگوشت و لبنیات وقتی حراج دارن به خاطر تاریخشون هست...

ویولا

واقعا هم آدم دلش می سوزه هم برای پولی که می ده برای اون جنس هم برای خود اون مرغ ها که میتونستن شکم خیلی هارو سیر کنن. منم تعجب کردم که چطور مرغ تو 36 ساعت تو یخچال خراب میشه. همون موغاش مونده بوده. خدا بخیر گذروند.

ویولا

منم عاشق باروون و این هوای پاییزی هستم کاش کل بهار اینطوری بمونه و گرم نشه هوا ♥

بهاره

خدا رو شكر كه ريختيد دور! حالا مي خورديد و ميرض ميشديد كه بدتر بود. حتما خيلي بد بوده كه بوش از يخچال هم بيرون ميومده. اميدوارم ديگه از اين خسارت ها هم نبيني. سال نوت مبارك

غزل

واییییییی چه بدددددددددددد راستش منکه دیگه میلی به خرید مرغ دارم از بس میگن سرب داره ال داره گوشت رو هم بابا از ولایت میاره خیالم ارحت قبلا از شهروند صادقیه میخریدم الان نمیدونم چرا دیگه دلم بر نمیداره

سودابه

وای عزیزم چه بد شد، منم به جای شما اعصابم خورد شد ولی خوب اینم یه تجربه اس دیگه

ویدا

چه حیف... ولی خوب کردی انداختی بیرون ما هم مثل شما همه آجیلامونو خودمون خوردیم[نیشخند]