دکتر پوست و مو

این چند روز تعطیلی بیشتر دنبال این بودم که یکم به خودم برسم!!به قول همسر دختری که به خودش می رسه به همسرش هم بها میده...همسر معتقده کسی به خودش بها نمیده و نمیرسه و خودش برای خودش مهم نیست  نمیشه ازش انتظار داشت که به همسرش برسه...به همین خاطر در جهت مداوای ریزش موهام روز 4شنبه از یک متخصص پوست و مو وقت گرفتم... اما وقتی ساعت 3 و نیم تشنه و گشنه به خونه رسیدم و وقتی دیدم که پکیجمون هم پکیده  از رفتن به دکتر منصرف شدم...اما ندای درونی ام بهم نهیب زد که زهرا پاشو تو باید به خودت برسی....به همین خاطر راس ساعت 4 تو زِل گرما زدم به دل خیابون و راهی شدم....

اما وقتی خیلی سرخوش وارد مطب شدم از اینکه به ندای درونی ام گوش دادم بسیار عصبانی شدم...یعنی تو مطب سوزن می انداختی پایین نمی رفت...خواهرم راس میگه...نمی دونم ماهر مشکلی داریم مردم هم همون مشکلو دارن...میریم دکتر پوست هوارتا آدم اون تو نشستن...میریم دندونپزشکی دومیلیون آدم تو صف نشستن....

خلاصه با هر بدبختی بود یه جا پیدا کردمو نشستم...ساعت 8شب نوبتم شد...این انتظار به یه طرف...همسر هم گُر و گُر زنگ میزد که زود بیا می خایم بریم خونه فری اینا...

خلاصه وقتی رفتم تو اتاق دکتر یه عالمه باهام دعوا کرد که دختر خوب رنگ موی مشکی چه ایرادی داره که رفتی این بلا رو سر موهای خودت درآوردی؟؟می دونی روزنامه اشپیگل آلمان در مورد زنهای ایران چی نوشته؟؟نوشته زنانی که یه روزی زیباییشون به خاطر سادگیشون بود خودشون رو دچار تغیراتی کردن که اونها رو نه تنها زیباتر نکرده بلکه از زیبایی چهره شون کم کرده....

خلاصه دکتر گفت و گفت و گفت و من فقط شنونده بودم...امروز هم باید برم پیشش تا داروهامو بهم بده و جواب سونو و آزمایشهام رو بهش نشون بدم تا از لحاظ هورمونی مشکلی نداشته باشم...ان شاالله خدا امروز رو به خیر بگذرونه..آخه باز ندای درونی ام که یکم شیطانیه اومده و میگه...تشنه و گشنه تو این گرما کجا میخای بری؟حالا نمیشه یه روز دیگه بری؟؟خلاصه خدا کنه که این ندای درونی شیطانی نتونه پیروز باشه

همسرنوشت:چرا 4شنبه دنبالم نیومدی؟؟تو اون گرما دلت اومد من با اتوبوس بیام خونه بعدا تو.......ناراحتبی خیال

خدانوشت:خدایا این روزها بیشتر حس میکنم که سلامتی بزرگترین نعمت دنیاست...خدایا این نعمته خوبت رو از عزیزانم دریغ مکن

 

/ 20 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روناک

راست گفته به نظر منم موی هر کسی زیباترین و هماهنگ ترین رمگ با پوستشه دلیلش هم اینه که وقتی موهامون رو رنگ می کنیم مهصوصا رنگ های روشن اگه آرایش نداشته باشیم عین مرده ها میشیم چون نژادمون طوریه که حتی اونائی هم که پوستشون سفیده بازم تهش گندمی داره ولی اروپائی ها ته پوستشون صورتی داره .... اما خب یه بار که رنگ کمی هی ریشه هاش درمیاد و ناچاری رنگ کنی یا کبشو عوض کنی و می افتی تو سیکل معیوب [نیشخند]

آفتاب ايراني

بي خيال نداي شيطاني شو و به خودت برس. من سالي يه بار اونم عيد تا عيد مش يا رنگ ميكنم به موهام هم كمتر اسيب ميرسه. يكي دوستام يه 3-4 ماهي يه بار موهاش رو رنگ ميكنه اينقدر وز شده و بدحالت هر چي مواد و شامپو خارجي هم ميزنه هيچ فايده اي نداره.[گل]

ساینا!.

خدا همت بهت بده تو گرما ساعت 4واقعا سخته!.

دلا

وااااای زهرا منم یک ساله می خوام برای پوستم برم دکتر و تنبلی می کنم . کار خوبی کردی رفتی . راستی موهاتو تیره کن خب ! چه کاریه ؟؟ [نیشخند][ماچ]

سیندرلا

سلام عزیزم.خوبی؟ زهرا جان چرا خانواده ی خودتو نبردی شمال؟ مامانو بابای خودتو؟منم باهات موافقم که تو مسافرت نباید پخت و پز کرد. زهرا جان دیگه موهاتو دکلره نکن.خیلی واسه مو مضره.رنگ خیلی بهتراز دکلره هست.ایشالا ریزشت برطرف میشه.

مهرو

ولی به نظر من حرف دکتر رو گوش نکن و موهاتو رنگ کن البته دکلره دیگه نکن بی زحمتتتتتتتتتتتتتتتت..... خوب بابا آدم باید تنوع داشته باشه دیگه.... یک دوست ناباب[نیشخند]

الهه.م

سلام زهرا جونم.....مسافرت های بی برنامه خیلی می چسبه.....[نیشخند] به موهات استراحت بده یک مدتی....کوتاهشون کن هر چند وقت یکبار و بهشون برس....قوی که شدن دوباره ازشون کار بکش!اما نه خیلی ها!!!! راستی با شیطان درونت چیکار میکنی! کنار اومدین با هم؟! [نیشخند]

الهه.م

آره ....کاملاً‌موافقم در مورد مسافرت از هر نوعی![نیشخند] نه زهرا جون در ریزش مو تاثیر چندانی نداره...البته موی بلند وقتی مدام بسته باشه و زیر مقنعه و روسری باشه ریشه اش سست میشه و شاید بیشتر ریزش داشته باشه اما موی کوتاه در این مورد مشکلاتش کمتره....کوتاه کردن مو برای خود مو خوبه...معمولاً‌میگن انتهای موها بهتره هر ماه یا دو ماه یکبار قیچی بخوره....چون مواد غذایی به اندازه کافی به انتهای مو نمی رسه و موها خشک و شکننده میشه و از بین میره و بد منظره میشه.....وقتی مدام قیچی بخوره و کمی کوتاه بشه هم واسه مو ها بهتره و هم خوش حالت تر هستند....

غزل

داستان چیه ؟

sahar

zahra jan mishe khhesh konam esme doktor posteto begi,mamnoon misham