سبزی خوردن و نی نی تو راهی

سلام... صبح روز بهاری و البته غبارآلودتون بخیر و شادی...

الان جلوم یک تیکه نون بربری کنجدی که تازه داره یخش باز میشه و یک قالب کوچولو پنیر و یه عالمه سبزی خوردنه...این اقلام رو برای صبحانه آوردم تا وقتی یخ نون بربری عزیز باز شد!!!دولپی بخورمشون و لذت ببرم..خب از اول همین هفته که یک کیلو نیم سبزی خوردن تازه برای خانواده دو نفره مون خریدم مجبورم که یک کیسه نایلون پر از سبزی با خودم به اداره بیارم...همکارامم کلی خوشحال میشن با این کارم..همشم بهم میگن خانوم زهرا زاده حسابی کدبانو شدیا...بعد منم کلی باد به غبغب می اندازم و میگم من از اولم کدبانو بودمچشمکخب خدایی یک کیلو و نیم سبزی برای خانواده دو نفره ما زیاده...بعد هرچی به عمو سبزی فروشه !!!میگم آقا ما فقط دونفریم این همه سبزی بهمون نده می خنده و میگه ایشالا خدا زیادتون کنه...خب این حرفه؟؟؟کلافه

.................................................................................................................

چند روز پییش بود که متوجه شدم بنده!!! یعنی زهرا خانوم جون مجددا دارم عمه میشم...یعنی من از تعجب دهانم 3متر و نیم باز مونده بود..جالب بود برام ..آخه این داداشه من از اون تیپ پسرایی بود که از بچه متنفر بود..همیشه خدا می گفت تا دوستان و فک و فامیل نی نی خوردنی میارن و من می تونم باهاشون بازی کنم دیوونه ام خودمو بندازم تو مسئولیت؟؟؟؟؟؟خب چند سال اول ازدواجشون بچه دار نشدن..آخه داداشی و زنش هردو سن زیادی نداشتن وقتی باهم ازدواج کردند ..اما زنش دیوونه وار بچه دوست داشت..تا اینکه بالاخره داداش رضایت داد که فقط و فقط یک نی نی بیارن تا زنش دست از سرش برداره...نی نی خانوم .جیگره عمه سالی به دنیا اومد که من و فی فی باهم ازدواج کردیم...

به نظرم خیلی جای تعجب داشت....فکر کن پسری که اصلا بچه نمی خواست الان و بعد از گذشت 3سال و نیم از به دنیا اومدن بچه اولش یه بچه تو راهی هم داشته باشه ..یعنی طعم بچه دار شدن این همه شیرینه که  عقاید آدمها رو این همه عوض میکنه؟؟؟

خب اینارو گفتم که بگم احتمالا فردا یا شایدم پس فردا میزبان خانواده مهربونم باشم ...این جوری هم می تونیم دور هم جمع باشیم و هم اینکه با توجه به دوری راهی که بین خونه ما و داداشی اینا هستش غذاهای این مهمونی ویارونه زن داداشی هم حساب شن..این زرنگیه به نظرتون؟؟؟نیشخند ایشالا غذا هم فسنجون با گوشت قلقلی فراوون...کشک و بادمجون و لوبیاپلو می پزونم با کرم کارمل و ژله بستنی...اینا همه غذاهایی هستش که عروسمون دوست داره و به خاطر اون و نی نی تو دلیش این غذاهارو درست میکنم..باشد که خواهرشوهره خوبی برای زن داداشمون باشم...

از همین جا به داداشی و زن داداشی عزیزم تبریک میگم و از خدای مهربون میخام که بهشون یه بچه خوب .سالم.صالح . زیبا و باهوش و دوست داشتنی بده..ایشالا که نی نی جدید خوش قدم و نام آور باشه

پ.ن:این روزا چند تا از دوستای وبلاگی خیلی تو ذهنم هستند و هر روز برای گشایش مشکلشون  یه عالمه دعا میکنم..الی جان..سارای عزیزم..گلی مهربون ...آرنیکایی...روناک نازنین..صحرا خانوم عزیز...الهه ی ناز(جون جون) جوجویی( من و هسملی)  و آزاده جان دوست خوب خاموش من،  تو تک تک لحظات حتی زمانی که از این دنیای مجازی دورم و تو خونه هستم به یادتونم..ایشالا آبرویی پیش خدا داشته باشم و شما هم مشکلاتتون خیلی زود حل شه ..ایشالا ابرای تیره از آسمون دلتون به زودی  بره کنار و زندگی روی خوبشو بهتون نشون بده

خدانوشت:خدایا  اگر مرا از درگاهت برانى، پس به درگاه چه کسى روى کنم؟

اما... اگر براى دعایم درهاى قبول را گشوده، و مرا از رساندن به آرزوهایم شادمان گردانى، چونان مالکى هستى که لطف و بخششى را آغاز کرده، و دوست دارد آن را به انجام رساند، و مولایى را مانى که لغزش بنده‌اش را نادیده انگاشته و به او رحم کرده است...پروردگارا!خواسته‌ام در این جایگاه، یعنى جایگاه بنده فقیر ناامید، آن است که:

گناهان گذشته‌ام را ببخشی،و در باقیمانده عمرم مرا از گناه بازدارى(بخشی از مناجات امام رضا )

خدایا خیلیا با امید و امیدواری به درگاهت روی آورند؛ مهربون خدای من دست خالی برشون نگردون..خدایا نعمت سلامتی و دله خوش رو به همه به خصوص به عزیزان من ارزانی بدار و در پناه گرم خودت نگهدارشون باش..

صرفا جهت یادآوری:دوستای عزیزی که قرار شد با عروسک کوکی عزیز 7 هفته تمام به پابوس امام رئوف امام رضا برن یادشون باشه امروز روز چهارشنبه و روز خوندن صلوات خاصه هستش..التماس دعا

 

/ 24 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترانه

برا منم دعا کن زهرا جون. چقدر خوب کاری کردن، وقتی بچه دوم رو بخوای فاصله تا 4 سال خوبه

مهرناز

زهرا جان... آدم ها علایق و سلایق شون درطی دوران عوض میشن... خیلی عوامل تاثیر داره ... حالا ممکنه یکی از عوامل بچه باشه.... مثلا من مطئنم که تو اون زهرای اول ازدواجت نیستی ببین خودت چقدر عوض شدی... خب طبیعیه که بقیه هم عوض بشن

زهرا

مبارکاااااااااااا باشهههههههههه عمه خانوممممممممم[ماچ]ما فکر کردیم خودت نی نی اوردی دختر [چشمک]

وصال

عمه جون مبارکا باشه:دی آفرین به تو خواهر شوهر خوب و دوت داشتنی. ایشااله نی نی خودت عزیزم:*

وصال

دوت=دوست اشتباهی شد:)

آمارین

زهرا حان چند درصد هم احتمال بده که نینی یقه شون رو گرفته باشه. خب مجبورن میزبانش باشن دیگه[چشمک] اخی ریدرم خرابه پستات روی هم مونده بود. الان کل وبت رو باز کردم خوندم. نمیشه به امید ریدر باقی بمونم سالگرد بله برونتون مبارک باشه[ماچ]

زهرا

وای زهرا سابجکتت رو دیدم فکر کردم خودت داری نی نی دار میشی . کلی ذوق زده شدم... پس دیگه چون الان زدی تو ذوق من ، واجب شد خودتم یه نی نی بیاری. یالا زود باش دختر

TAPOO

دختری با این قلب بزرگ که فکر همه هست از زن داداشش تا دوستهای ندیده ش ... حتما دعاش مستجاب میشه ... [گل]

داستانهای یه ونوسی و یه مریخی

سلام عزیز دلم خوبی زهرا جونم ؟؟راستش متاسفانه من نمیدونم کی ‍اپ میکنی و خوب همشو نمیتونم بفهمم چی به چیه... بیخیال خود ت خوبی ؟ کجایی ؟ شوهرت خوبه ؟دلم برات تنگ شده بود دختر... راستی نمیخوای اسم وبت رو از پاییز بذاری بهار ؟ [نیشخند]

مهرو

یعنی زهرا کشتمتااااااااااااااااااااااااا ...... فکر کردم خودت نی نی داری ... یه عالمه ذوق در وکردممممممممم!!!!!! مبارک باشه عمع شدنت دوبارهههههه ....... منم فسنجون با قلقلی دوس دارم خیلی ولی همسری نووووووووووووووچ